285افزون بر اين كه جان انسانهايى گرفته مىشود، همه ثروت ملى آنان نيز در آتش مسابقات تسليحاتى مىسوزد و نابود مىگردد و ريشههاى سعادت و رفاه خشك مىگردد. 1
اشارات و لطايف
1. از اين كه فرمود: «شعائر الله» معلوم مىشود كه يكى از فلسفههاى حج توجه به توحيد و آيات الهى است.
2. فلسفه ديگر احترام شعائر، تحصيل تقواست؛ زيرا در جاى ديگر مىفرمايد: «ذٰلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ (حجّ:32)».
3. تعبير به «لاتُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ»، مفيد اين معناست كه هرچند حجّ كسى در وسط اعمال و موسم فاسد شود، حق ندارد آن را رها نمايد، و محرمات را تحليل نمايد.
4. همه زمانها در فرهنگ قرآن يكسان نيست، بلكه برخى داراى برترىهايى هستند و در كنار عبادتها از ارزش ويژهاى برخوردارند.
5. حج مسيرى دو بعدى است كه هم دنيا را در خود جاى داده است و هم آخرت را، هم فضل و رحمت دنيوى را دارد و هم رضوان الهى در آخرت را.
6. در سفر حجّ با توجه به «آمِّينَ الْبَيْتَ» بايد قصد اصلى، خدا و بيت الله باشد و فعاليتهاى ديگر در حاشيه قرار گيرد.
7. كسى كه براى حج به مكه آمده باشد از چند جهت داراى حرمت و احترام است: يكى از جهت قاصد بيت الله و «آمّ» بودن، دوم از جهت زمان ويژه كه ماه حرام است، سوم از جهت مكان حرم كه در مأمن الهى قرار دارد، چهارم از جهت محرم بودن كه جنگ و جدال و نزاع در آن حرام است.