185 الناس بجمع و ضاقت عليهم ارتفعوا إلى المأزمين ». 1 اين احتمال نيز وجود دارد كه مراد مطلق ذكر خدا يعنى؛ ياد و نام او مراد باشد.
در خصوص مسائل مربوط به مشعر و زمان وقوف و زمان كوچ از مشعر به منى، مسائل و احكامى است كه بايد به فقه رجوع نمود.
5. ضلالت پيشين
در بخش پايانى اين آيه شريفه فرمود: «وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضّٰالِّينَ» . ضمير در «من قبله»، ممكن است به هدى بازگشت كند، يعنى قبل از هدايت الهى شما در گمراهى بوديد. و نيز ممكن است به قرآن يا پيامبر برگردد، يعنى قبل از نزول قرآن و پيش از بعثت پيامبر شما از گمراهان بوديد. 2
t به لحاظ قواعد ادبى سزاوار اين است كه كلمه «هُدى» مرجع ضمير باشد، ليكن جمع ميان اقوال نيز مناسب مىباشد، چرا كه بعثت پيامبر و نزول قرآن وسيله هدايت آنان شد.
مسلمانان نخستين به خوبى مىدانستند كه گمراهى پيشن چه بوده است؟ زيرا هنوز چند صباحى از عصر جاهلى نگذشته بود و عقايد غلط چون پرستش بت، جن و ملايكه، نسبت فرزنددارى به خداى سبحان، نسبت ازدواج خدا با جنيان، و اخلاقيات فاسدى كه در روابط اجتماعى و خانوادگى، و معاشرتهاى جنسى كه از پيش داشتند فراموش نكرده بودند، و احكام خرافى چون تحريم حيوانات، نذر براى بتان و شريك نمودن آنان در فرزندشان و... از ياد نبرده بودند،