158اگر سؤال از امور تكوينى و علل و اسباب اين تغييرات باشد كه بعيد هم نيست، آنچه در بدو امر به ذهن مىرسد اين است كه پاسخ داده شده با سؤال مطابقت ندارد! و از سويى مىدانيم كه خداى حكيم سخن بدون حكمت نمىگويد، برخى از مفسران در اين زمينه مىگويند: خداوند با اين پاسخ به پرسشگران مىفهماند كه پرسش بايد ثمره علمى و يا عملى، و يا فايده دينى يا دنيايى داشته باشد، و بايد سؤالى كه مشكلى را حلّ نمىكند رها كنند، و به دنبال پرسشهاى اساسى برآيند، به خصوص اينكه اينگونه سؤالها از ناحيه يهود مطرح مىشده است، و قصد داشتند مسلمانان را به عجز و ناتوايى وانمود كنند، از اين رو خداى حكيم مخاطب را از پاسخى كه درك آن سخت بود به حكمت اهله كه سودمندتر بود منصرف نمود.
در اينگونه پاسخگويى لطف و مرحمتى نهفته است كه بيانگر بلاغت گوينده است، زيرا در آن مصلحت علمى و عملى مخاطب و ميزان توانايى فهم وى ملاحظه شده است، افزون بر آنكه نهايت علاقه معلّم به متعلّم را نشان مىدهد. 1بايد توجه داشت، كه خداى حكيم و قرآن كريم همواره به هر پرسشى از سوى هر كس و در هر موضوعى پاسخ نخواهند داد، چرا كه به خوبى مشاهده مىشود حكيم متعال در برابر سؤال كفار از روح كه به حسب ظاهر از ماهيت و حقيقت آن بوده است، مىفرمايد: «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ مٰا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّٰ قَلِيلاً (اسراء: 85)». پرسشگران را به علم الهى حوالت داده است، چرا كه مخاطبان توانايى دريافت پاسخ مناسب را نداشتند.
فايده تغيير هلال
در پاسخ خداوند به پرسش مخاطبان، به دو امر مهم به عنوان فايده شكلگيرى هلال اشارت شده است: يكى مردم « للناس »، و ديگرى حج « للحجّ ». يكى را