97سران بتپرست قريش، قريشيان را به بازگشت دعوت كرد و آنها را از دستزدن به تهاجم پرهيز داد. بتپرستان نپذيرفتند؛ در حالى كه محمّد صلى الله عليه و آله آرزو داشت آنها سخن عتبه را پذيرا شوند و دست از نبرد بردارند. به سند دقّت كنيد:
سند شمارۀ 8 :
از عروة بن زبير و يزيد بن رومان برايم نقل كردند كه هر دو مىگفتند:
پيامبر قريش را ديد كه در صحرا به حركت درآمدند. فرمود:
«خدايا! اين قريش است كه با كبر و غرور براى ستيز با تو و تكذيب فرستادۀ تو پيش مىآيد.» در اين هنگام عتبة بن ربيعه كه بر شترى سرخ سوار بود، ظاهر شد. پيامبر فرمود:
«اگر در قريش يك نفر درستكار باشد، همين صاحب شتر سرخْموى است. اگر از او اطاعت كنند، به راه راست رهنمون مىشوند.» 1عن عُروة بن الزُبير و محمّد بن صالح عن عاصم بن عمر عن يزيد بن رومان قالا: لما رأى رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - قريشاً تُصوّب من الوادي... فقال رسول اللّٰه: «اللّهمّ هذه قريش قد أقبلت بخيلائها و فخرها تحادك و تكذب رسولك».
و طلع عُتبة بن ربيعة على جمل أحمر، فقال رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - : «إن يك في أحدٍ من القوم خيرٌ فعند صاحب الجمل الأحمر، إن يُطيعوه يَرشُدوا».
عتبه، قريش را به بازگشت دعوت كرد. اسناد مربوط به اين مطلب را با شمارههاى نه و ده در فصل /1پ آورديم و مورد استناد قرار داديم. به خوبى مىتوان پى برد كه محمّد صلى الله عليه و آله انتظار داشت قريشيان لااقل حرف عتبه را گوش كنند و از تهاجم دست بردارند؛ اما قريش، اين دعوت را كنار گذارد و آرزوى صلحجويانۀ محمّد صلى الله عليه و آله اجابت