93مسلمانان نظر خواست.» 1انتشار خبر لشكركشى قريش در ميان طوايف بنوجهينه و با توجّه به اينكه ديگر كاروانى در كار نبود، همگان را متوجّه تصميم جدّى بتپرستان در حمله به يثرب و سركوبكردن نهضت مسلمانان نمود. مسلمانان دانستند كه هر جا بمانند، يا بروند، قريش كينهتوزانه متعرّض ايشان مىشود. اگر مسير خود را تغيير مىدادند؛ تا از دسترسى نيروهاى قريش دور شوند، آنها به تعقيب مسلمانان مىپرداختند و يا در غياب محمّد صلى الله عليه و آله عازم مدينه مىشدند و مردم بىگناه مدينه را به خاك و خون مىكشاندند. از اين رو راهى جز دفاع و ماندن براى مقاومت نداشتند. اين دفاع اجتنابناپذير نه تنها حقّى بود كه اسلام به آنها داده و مسؤوليّت آن را به عهدۀ ايشان گذارده بود؛ بل اسناد تاريخى، راه ديگرى را فراروىمسلمانان نشان نمىدهد؛ جز تسليم در برابر بتهاى لات و عُزّٰى و قبول اسارت و ذلّت؛ در نتيجه مرگ رسالت محمّد صلى الله عليه و آله و محو آثار همۀ تلاشهاى مؤمنانه براى احياء حيات معنوى و اخلاقى.
اسناد را دنبال كنيم:
سند شمارۀ 5 :
«در اين هنگام رسول خدا به اصحاب خود فرمود:
در بارۀ اين مكان كه [در آن] فرود آمدهايم، اظهار نظر كنيد. حباب بن مُنذر گفت:
اى رسول خدا! اگر به فرمان خداوند در اينجا فرود آمده و اردوگاه ساختهاى، بر ما نيست كه گامى جلوتر يا عقبتر برويم. ولى اگر نبرد و چارهانديشى و رايزنى است، صحبتى بداريم؟ پيامبر فرمود:
نبرد است و چارهانديشى و رايزنى است.» 2