402
السّويق: در لغت به معناى آرد گندم و جو است.
4) واقدى در «المغازى» 1 مىنويسد: «ليس عندهم إلّاالعَلَف» ؛ 2 «مسلمانان چند روزى كه به درگيرى مشغول بودند، خوراكى غير از علف نداشتند.»
5) واقدى در المغازى 3 از ابورُهم الغِفارى سندى را آورده كه او گفته بود:
«أصابنا جوعٌ شديدٌ، ونزلنا خَيْبَر زمان البَلَح، وهي أرض ويمة حارَّةٌ شديدٌ حَرُّها...» .
«ما به هنگام خوشه بستن خرما، به خيبر آمديم و خيبر سرزمينى است غير قابل تحمل، كه گرماى آن شديد است و هنگام محاصرۀ حصار سعد بن معاذ، گرسنگىِ شديد ما را شكنجه مىداد. ناگاه بيست يا سى خر ( \ الاغ) از حصار بيرون آمدند... مسلمانان خرها را گرفتند و كشتند و آتشها را برافروختند و گوشت را در ديگها پختند. و مسلمانان همگى گرسنه بودند. پيامبر در اين موقع دستور داد منادى ندا دهد كه خدا شما را از خوردن گوشت خر... منع كرده است.»
ابن كثير اسناد متعددى از بد بودن و خوردن گوشت خر و نهى پيامبر از آن، در جريان وقايع خيبر ارائه كرده است. 4همچنين بخارى 5 و با تفصيل بيشتر، ابن حجر عسقلانى 6 به آن پرداختهاند.
بر خلاف چنين مردمانى، كه تاريخ و مغازى نويسان، به استناد فردى از طايفۀ اشجع - «عبّاد بن بشير» آنها را نفراتى اندك، با ساز و برگ كم معرفى كرده، خيبر موقعيت ممتازى داشته است.