399
وادى سرير: كه تاكنون ميان مردم حجاز عموماً و اهل خيبر خصوصاً مشهور است، در مشرق وادى الغرس و نزديك «سد الحصيد»، همان منطقهاى كه در جنوب آن كوه مشهور سرير واقع است، قرار دارد.
حياض: را ندانستم كه كجاست. شايد همان «خِلْص» كه به صورت «خاص» و «خاض» در كتب تاريخى كتابت شده است، باشد. وادى خِلص به تصريح البكرى در «معجم ما استعجم»، يكى از وادىهاى مجاور قلاع خيبر است.
الخَرَصَه: چنانچه گفتيم واقدى در «المغازى» پس از شرح مسافت وادى سرير مىنويسد: پيامبر صلى الله عليه و آله حتّى: «هبط به الخَرَصَة». اين منزلگاه را علىبن برهان الدين حلبى در «السيرة الحلبيه» «حصن من حصون خيبر» دانسته است.
از اين منطقه به بعد، پيامبر فاصلۀ بين «شِق» و «نطاة» را پيمود و به خيبر مُشرف شد و در محلّى به نام «المنزله» رسيد:
المنزله: واقدى در «المغازى» 1 با جملۀ: «فسار حتّى انتهى إلى المنزلة، و عرس بها ساعة من الليل...» آن را آخرين توقفگاه محمد تا دامنۀ قلاع خيبر دانسته است.
سمهودى از الأقشهرى نقل مىكند كه او نوشته بود:
«وبنى له - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - مسجد بالحجارة حين انتهى إلى موضع بقرب خيبر يقال له المنَنزلة، عرس بها». 2و خود در قرن نهم هجرى، از شهرتِ مسجدى در آنجا ياد كرده است.
بايد ياد آوريم كه ابن اسحاق، بىآنكه از راه «حياض» و «سرير» و «خَرَصه» تا طى فاصلۀ ميان شق و نطاة و اقامت پيامبر در منزله ياد كند. تنها پس از اشاره به منطقۀ صهبا مىنويسد: «حتى نزل بواد يقال له الرجيع». 3