391داشته است، صحيح نبوده، با اين اسناد تاريخى منطبق نيست.
آن هنگام كه پيامبر صلى الله عليه و آله از تصميم يهودان مطلّع شد، به خارجة بن حُسَيل اشجعى كه با عبداللّٰه بن رواحه به خيبر رفته بود، فرمود:
«پشت سرت چه خبر بود؟» گفت:
«من در حالى از اسير بن زارم جدا شدم، كه قصد داشت با سپاهيان يهود براى جنگ با تو حركت كند.»
اصل سند از اين قرار است:
«و قدم عليه خارجة بن حُسَيل الأشجعى فاستخبره رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله ماوراءَه فقال:
تركت اسير بن زارم يسير إليك فى كتائب اليهود» 1با اين همه محمّد صلى الله عليه و آله ، عبداللّٰه بن رواحه را به سرپرستى سى نفر از مسلمانان، عازم خيبر نمود تا آنها اسير بن زارم را براى قبول ترك مخاصمه و جلوگيرى از شعلهورشدن آتش تعصّباتِ قبايل دعوت كنند.
واقدى جريان اين واقعه را از عبداللّٰه بن انيس چنين ثبت كرده است:
«من هم از آن سى نفر بودم. رسول خدا صلى الله عليه و آله ، عبداللّٰه بن رواحه را مسؤول ما قرار داد... به راه افتاديم تا به خيبر رسيديم. كسى را پيش اسَير بن زارم فرستاديم و پيام داديم كه آيا ما در امانيم كه پيش تو بياييم و بگوييم كه براى چه آمدهايم؟ پاسخ داد: آرى مشروط بر اينكه من هم از ناحيۀ شما در امان باشم. گفتيم: چنين است. پيش او رفتيم و گفتيم: رسول خدا ما را پيش تو فرستادهاند تا بگوييم: به حضورش بيايى تا نسبت به تو نيكى فرمايند... اسير با يهود مشورت كرد؛ ولى آنها با بيرونآمدنش مخالفت كردند و گفتند: محمّد هيچگاه مردى از بنىاسرائيل را به سرپرستى منصوب نمىكند. اسير گفت:
بر فرض چنين باشد ما از جنگ خسته شدهايم. [اين بود كه] با سى نفر از يهوديان، همراه ما (به سوى مدينه) آمد.» 2اسير بن زارم در منطقۀ ثِبار (شش ميلى خيبر) از ملاقات با محمّد صلى الله عليه و آله پشيمان شد و