390حملۀ گسترده به مدينه و كُشتن محمّد صلى الله عليه و آله طى مىكردهاند. 1براى پى بردن به كمّ و كيف اين وقايع، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، عبداللّٰه بن رواحه را عازم خيبر نمود، تا ضمن كسب صحّت و سقم اخبارى كه در حجاز مبنى بر حملۀ قريبالوقوع يهوديان به مدينه انتشار يافته و موجب وحشت همگان شده بود، با سالار يهودان خيبر:
أُسَير بن زارم براى دعوت به صلح مذاكره نمايد.
ابن أبيحبيبه با اسناد خود از ابنعبّاس براى واقدى نقل كردهاند كه أُسير بن زارم مرد شجاعى بود و پس از كشته شدن ابورافع، يهوديان او را به اميرى خود برگزيده بودند.
پس از كسب چنين منصبى، اسير بن زارم خطاب به يهودان خيبر، خطّ مشى آيندۀ خود را در مبارزه عليه محمّد صلى الله عليه و آله و نابودى شهر مدينه، چنين اظهار داشته بود:
«فقام (اسير بن زارم) في اليهود. فقال:... يا معشر اليهود! نسير إلى محمّد في عُقْر داره. فإنه لم يُغْزُ أحدٌ في داره إلّاأدرك منه عدوّه بعضَ ما يريد. قالوا:
نعم ما رايتَ».
اى يهوديان! ما در شهر و ديار محمّد صلى الله عليه و آله ، به جنگ او مىرويم؛ و هر كس در شهر و ديار خود جنگ كند، دشمن در بعضى از هدفهايش بر او چيره مىشود. گفتند: خوب انديشيدهاى! 2واقدى هم در تاريخ خود ثبت كرده است كه أُسَير به قبيلۀ غطفان رفت و آنها را براى حمله به مدينه جمع كرد. نويرى هم در كتاب خود آورده است:
«اُسير بن زارم پس از اميرى بر يهوديان، شروع به مسافرت ميان قبايل غطفان كرد و آنها را براى جنگ با پيامبر دعوت نمود.» 3اين فعل و انفعالات، چهار ماه قبل از حركت محمّد صلى الله عليه و آله از مدينه است. بنابر اين ديدگاه كسانى كه گمان مىكنند: خيبر در حركت مسلمانان به سوى آن، حالت دفاعى