389ابىطالب به سوى آن رود.
رمضان سال ششم هجرت
مدينه با دو واقعه روبرو بود:
1 . ابورافع بن أبي الحُقَيْق در غطفان و اطراف آن مشركان عرب را جمع كرده بود و با تقبّل هزينههاى سنگين، حملۀ گستردهاى را به مدينه تدارك ديد. اگر ابتكار خندق در ميان نبود، ابورافع و همدستانش مدينه را به آتش و خون مىكشاندند. ابورافع در خيبر ميان يهوديان زندگى مىكرد و مشغول تدارك مجدّدى بود. سرانجام ابورافع به عنوان مسبّب جنگ افروزى عليه مردم مدينه و فتنه انگيزى در شعلهور ساختن عداوتهاى قبايلى، به دست عبداللّٰه بن عتيك در رمضان سال ششم هجرت به قتل رسيد. اين واقعه، خيبر را دچار هيجانى خاص نمود. 1ابنهشام با عبارتِ «قال ابناسحاق: و لما انقضى شأن الخندق و أمر بنيقريظة و كان سَلّام بن أبيالحقيق و هو أبورافع فيمن حَزّب الأحزاب على رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - ... و هو بخيبر...». از نقش «ابورافع» در ترغيب يهوديان خيبر به عداوت با اسلام و مسلمانان، حكايتى روشن دارد. 22 . در رمضان سال ششم هجرت، گروهى از بنىبدر - از قبيلۀ فَزاره - به كاروان زيد بن حارثه كه براى تجارت عازم شام بودند، حمله بردند؛ اموالش را غارت كردند و زيد را به قصد كشتن، مضروب ساختند. 3شوّال سال ششم هجرت
واقدى سند بسيار بااهميّتى را از عروة بن الزبير ثبت كرده است كه بهخوبى نشان مىدهد كه سه ماه قبل از حركت محمّد صلى الله عليه و آله به سوى خيبر، يهوديانِ خيبر به طور جدّى، مراحل نهايى تداركات و جمعآورى نيرو و جذب و جلب نظر همپيمانان خود را براى