373اينها از يهودان بنىقينقاع و كسانى بودند كه بهگفتۀ ابناسحاق:
«هؤلاء المنافقون يحضرون المسجد فيستمعون أحاديث المسلمين و يسخرون و يستهزئون بدينهم». 1در بارۀ اين منافقان از عالمان يهود، واكنشى در ميان آيههاى كتاب قرآن ملاحظه مىشود كه بهخوبى موقعيّت آنها را نشان مىدهد و معلوم مىسازد كه مسلمانان مدينه از اتّخاذ چنين شيوهاى توسّط يهوديان مطّلع بودهاند. اهمّ اين آيهها در سورۀ دوم قرآن منعكس شده است؛ از جمله:
«و گروهى از مردم مىگويند: ما ايمان آورديم به خدا و به روز قيامت؛ و حال آنكه مؤمن نيستند.» 2«خدا به آنها استهزا مىكند و آنها را در سركشى و گمراهى رها مىسازد كه حيران و سرگردان باشند.» 3«در دلهاى آنها مرض است. پس خداوند بر مرض ايشان بيفزايد و ايشان راست عذابى دردناك؛ بدين سبب كه دروغ مىگويند. و چون به آنها گفته مىشود: در زمين فساد و تباهى نكنيد، پاسخ مىدهند كه ما فقط به صلاح كار مىكنيم و نيكوكارانيم.» 4ابناسحاق در بيان منظور اين آيه نوشته است:
«منافقان يهودى مدّعى بودند كه ما مىخواهيم بين مؤمنان و اهل كتاب را اصلاح كنيم.»
«و چون با شيطانهاى خود خلوت مىكنند، گويند: ما با شماييم. همانا ما (مؤمنان را) استهزا مىكنيم.» 5