359خود ادامه مىدادند. اكنون محمّد صلى الله عليه و آله با تمامى قامت تاريخِ مؤمنان، به احياء انسانيّت، معنويّت و يكتاپرستى در صحنۀ حيات اعراب ظهور كرده بود.
در برابر چنين دعوتى كه در بلندمدّت، تحكيم همۀ اديان سَلف در جامعۀ بشرى بود و در اندك زمان، پهناى جهان را فراگرفت، يهوديان در كنار محمّد صلى الله عليه و آله قرار نگرفتند و به خاطر تعلّقشان به مادّيات و وابستگى ژرف به نظام اشرافى و بتپرست حاكم، قريش را تقويت كردند و در برابر اسلام و مسلمانان، آرامآرام راه فتنه و عناد را پيشۀ خود ساختند. چرا؟ چطور شد كه يهوديان از امضاءكنندگانِ پيمان «وحدت مؤمنان»، به بزرگترين نيروى جنگجو عليه مسلمانان تبديل شدند؛ ولى مسيحيان جزيرةالعرب چنين نشدند؟
در اوراق تاريخ و سيرۀ پيامبر صلى الله عليه و آله نكتههاى ناگفته فراوان است و متأسّفانه سبك جمعآورى و ارائۀ آنها بهنحوى نيست كه پژوهندگان بتوانند بهراحتى پاسخ پرسشهاى فراوان را بيابند. در اين پژوهش از مسيحيّت مدينه سخنى به ميان نمىآوريم و از آن به تفصيل در يكى از فصول آتى مدينهشناسى ياد مىكنيم. آنچه در ارتباط با وقايع خيبر مطرح است، نظام يهودى و يهوديان جزيرةالعرب در برابر محمّد صلى الله عليه و آله است. جستجوى خود را براى پاسخ به يك پرسش كه چرا يهوديان از شركت در يك جامعۀ اخلاقى با حضور مسلمانان سر باز زدند و در كمتر از چند سال، به صورت بزرگترين نيروى تهاجمى، مدينه را مورد خطر جدّى قرار دادند، دنبال مىكنيم:
/2پ: واكنش سرسختانۀ يهوديان
وقتى بر اسناد تاريخ و سيره در طول سالهاى اوّل تا پايان سال ششم هجرى، نظرى انتقادى مىاندازيم، معلوم مىشود كه يهوديان مدينه، روشى را در دشمنى با مسلمانان اتّخاذ نمودند كه در نهايت منجر به تمركز كليّۀ نيروهاى آنها به صورت يك فعاليّت و حركت نظامى در خيبر شد.
براى شناخت بيطرفانه، كليّۀ مستندات تاريخى سيره را - چه در متون تاريخ و حديث و چه در منابع قرآن و تفسير - به تفكيك استخراج نمودم. پس از زمانبندى آنها،