340در قرون 2 تا 3ه .ق. صاحب كتاب «المناسك» درصفحۀ 401 كتاب خود، باعبارت:
«و جلس فى كهف سلع» به موقعيّت تاريخى كهف بنيحرام به عنوان غارى كه پيامبر به آن رفت و آمد مىكرده، اشارۀ روشن دارد. اهمّ مدارك مربوط به نشست و برخاست پيامبر صلى الله عليه و آله را مىتوانيم سندى بدانيم كه طبرانى در «الأوسط» از ابوقتاده نقل كرده است كه:
خرج مَعاذ بن جبل لطلب النبيّ فلميجده... فخرج حتى رقى جبل ثواب فنظر يميناً و شمالاً فبصر به في الكهف الذي اتخذ الناس إليه طريقاً إلى مسجد الفتح. قال معاذ: «فإذا هو ساجدٌ...». 1اين سند نشان مىدهد كه كهف بنىحرام، منتهى به راهى مىشده كه مسجد الفتح در آنجا قرار داشته است و نيز غارى بوده كه يك بارپيامبر صلى الله عليه و آله را در آن، در يك سجدۀ طولانى يافتهاند.
سهمودى در سدههاى هشتم و نهم هجرى، غار را ديده است و آن را محلّ زيارت مردم به ياد روزهاى اقامت محمّد در واقعۀ خندق توصيف كرده است. اين محقّق، از مسجد فتح گذشته است و از طريق بريدگىهاى كوه سلع، به كهف كه در بطن شعب بنيحرام قرار دارد، رسيده است.
امروزه كهف بنيحرام در قسمت غربى كوه سلع كه در شمال آن مسجد فتح واقع است، شهرتى خاص ميان مردم مدينه دارد. از اين محل است كه مىتوان به قسمت جنوبى كوه سلع ره يافت و كتيبۀ كوفى نقرشده بر سنگِ صيقل دادهشده را مشاهده كرد.
اين كتيبه ظاهراً از دوران صحابه بجا مانده و متن آن بدين قرار است:
أمْسَى و أصْبَحَ عُمَرُ و أبُوبكر يشكوان إلى اللّٰه من كل مايكره يقبلُ اللّٰه عُمَرَ اللّٰه يُعَامِلُ عُمَرَ بالمغْفِرةِ. 2