317طوايف مدنى كه عقيده داشتند: يهوديان تا محمّد صلى الله عليه و آله و يارانش را نابود نكنند، آرام نمىگيرند، به حَكميّت سعد تن دادند و يقين داشتند كه يهوديان، آن را با رضايت كامل به اجرا در مىآورند. طوايف مزبور اطمينان خاطر يافتند كه با برچيدن بساط بنىقريظه، از اين پس، يهوديان قبايل عرب را تحريك نمىكنند كه مسلمانان را از دم تيغ بگذرانند.
حكم سعد بسيار خشن و سخت به نظر مىرسيد؛ ولى آن را مىبايست در خصوص مردمى خشنتر و سختتر و خيانتپيشه در نظر آورد و بايد آن را مطايق بافت قبايل آن زمان، مورد شناسايى و قضاوت قرار داد؛ نه در متن آيين اسلام. در سنن و ديرينۀ آداب قبايل، اگر سپاه عرب در نتيجۀ خيانت بنىقريظه بر مدينه دست مىيافتند، مسلمانان را از ميان برمىداشتند. نهتنها همۀ آنها را مىكُشتند كه اعضايشان را قطعهقطعه مىكردند؛ ولى خود به سرنوشتى كه مىخواستند براى مسلمانان فراهم كنند، دچار گشتند. متون تاريخى هيچ اعتراضى را از طوايف اوس و قبايل مدينه و مهاجران در اجراى اين حكم ثبت نكرده است. تنها پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به «حُيَىّ ابن اخطب» در حالى كه براى كشتهشدن حاضر مىشد، فرمود:
«به خدا سوگند! من در اين دشمنى با شما تقصيرى ندارم كه خود را ملامت كنم.
تو خواستى خدا را خوار سازى، خودت بيچاره شدى!»
فقال أمٰا واللّٰه ما لمت نفسي على عداوتك و لكنه من يخذل اللّٰه يخذل». 1
ت: آثار تاريخى واقعۀ احزاب
ضمن بيان تاريخ واقعۀ احزاب، به جغرافياى تاريخى منطقۀ خندق اشاراتى داشتيم؛ ولى با توجّه به اهمّيّت شناسايى دقيق مواضع جغرافيايى، براى دستيابى به حقايق تاريخى، آن را به تفكيك مدّ نظر قرار مىدهيم:
يكى از نتايج مثبت چنين پژوهشى، امكان نقد متون تاريخى و سيره و پىبردن به خطاهايى است كه اكثر محقّقان، در ترسيم نقشۀ جغرافيايى خندق مرتكب شدهاند. بدون