310«ما هرگز چنين تسليم عرب نخواهيم شد كه جزيه و خراج به گردن بگيريم.
كشتهشدن بهتر از اين است.» 1«عمرو بن سُعْدَى» پس از اين سخنان، همراه فرزندانش از حصار بيرون آمد و پيامبر صلى الله عليه و آله او را امان داد و آزاد گذارد؛ زيرا بهگفتۀ پيامبر:
«ذلك رجلٌ نجّاه اللّٰه بوفائه».
او به واسطۀ وفاى به عهد، خداوند متعال نجاتش داد. 2اين دو سند تاريخى بهخوبى نشان مىدهد كه اوّلاً پيامبر صلى الله عليه و آله ، آمادۀ عفو و گذشت از تقصير و خيانت يهوديان بود. ثانياً در بارۀ لجاجت بنىقريظه در نقض تمام تعهّدات قبايل، نمىتوانست بىتفاوت بماند.
همۀ طوايف عرب و حتّى بنىقريظه، التفاتهاى محمّد صلى الله عليه و آله را ديده بودند كه با عمرو بن سعد و ديگران چگونه رفتار كرد؛ ولى چرا حاضر نشدند، دست از دشمنى خود بردارند؟
اوسيان نيز اگر چه در دل به اتّخاذ يك راه حلّ مسالمتآميز متمايل بودند، ولى در روزهاى سخت خندق و حملۀ همۀ طوايف مكّه، عصبيّت طايفۀ «اوس» نيز دخيل بود.
آنان بىهيج تأمّل و تعلّلى از مناطق شمالى مدينه به جنوب شرقى مدينه آمده و هنوز هم به خانههاى خود باز نگشته بودند.
3 - 2 / پ: حَكميّت اوس
طايفۀ «بنو عبدالأشهل بن جُشَم» از «اوس» بودند و در جنب منازل «بنوظفر» منزل گزيده بودند. از اين رو به جهتى از اهمّ طوايف اوّل و بهاعتبارى از همپيمانان قديمى «بنوقريظه» بهشمار مىآمدند و در مجاورت بنوقريظه نيز منزل گزيده بودند.