309نقض پيمانهاى قبيلهاى را به توافق تمام طوايف و قبايل موكول كرد؛ تا آنها هر چه بخواهند بشود.
هدف پيامبر صلى الله عليه و آله اين بود كه ريشههاى كهن عصبيّت قومى، جامعۀ نوبنياد مدينه را با آن همه كينهتوزىها متزلزل نسازد و وحدت طوايف مدينه (انصار - مهاجر) در برابر كينهتوزىهاى مكّىها شكننده نگردد.
اسناد را بررسى مىكنيم تا ببينيم آيا خزرجىها، اوسىها و يهوديان بنىقريظه در انتخاب حَكَم و اجراى حُكم پيامبر صلى الله عليه و آله مطابق سنن قبايل، چه راه و روشى را اتّخاذ كردند؟ آنها مختار بودند تا طبق سُنن خود عمل كنند. لذا منتظر تحوّلات درون قلعههاى بنىقريظه ماندند.
در داخل حصار، «ثعلبه»، «أُسيد»، پسران «سعيّه» و «اسد بن عُبيد» - عموى آنها از يهوديان بنىقريظه - تلاش كردند تا قوم خود بنىقريظه را متقاعد كنند تا دست از لجاجت برداشته، خود را به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تسليم كنند؛ ولى پاسخ آنها منفى بود و گفتند:
«ما از تورات جدا نمىشويم».
وقتى تلاش آنها نتيجه نداد، خود از قلعه پايين آمدند و با زن و فرزندانشان از پيامبر صلى الله عليه و آله امان گرفتند و آزادى خود را به دست آوردند. 1فردى ديگر به نام عمرو بن سُعْدَى از يهوديان بنىقريظه، يهوديان را خطاب كرد و گفت:
«شما مگر براى محمّد سوگند نخورده و پيمان نبسته بوديد كه هيچيك از دشمنانش را عليه او يارى ندهيد؛ بلكه او را عليه دشمن يارى دهيد؟ من كه در اين كار شما دخالت نداشتم و در مَكر و حيلۀ شما شركت نكردم. اگر اكنون از وارد شدن به آيين او خوددارى مىكنيد، لااقل در يهودىبودن خودتان با پرداخت ماليات (جزيه) پايدار بمانيد.» گفتند: