2825 - «و خرجت بنوفرارَه»1000 نفر 1اين نيروها با كمكهاى بىدريغ مادّى يهوديان و حضور فعّال آنها به سوى مدينه حركت كردند؛ ولى قريش از سران «بنىنضير» خواسته بودند كه «بنوقريظه» (تنها طايفۀ يهودى مقتدر مدينه را كه هنوز به پيمان همزيستى اهل كتاب، پايبند مانده بودند) وادار كنند كه به آنها بپيوندند و يهوديان نيز اين قول را به بتپرستان قريش و طوايف بتپرست داده بودند كه بنوقريظه را نيز در اين هجوم شركت دهند.
اسناد اين تلاش در تاريخ مدينه بسيار بااهمّيّت است و بايد با نهايت دقّت مورد بررسى و پژوهش قرار گيرد. واقدى در «المغازى» به استناد گفتۀ ابوايّوب بن نعمان مىنويسد:
«حُيَيّ بن اخطب ضمن راه به ابوسفيان بن حرب و قريش گفته بود: قوم من بنىقريظه همراه شما خواهند بود و ايشان هفتصد و پنجاه جنگجويند كه اسلحۀ فراوانى هم دارند.»
كان حُيَىّ بن أخطب يقول لأبىسفيان بن حرب و لقريش في مسيرة معهم:
«ان قومى قريظه معكم و هم أهل حلقة وافرة. هم سبعمائة مقاتل و خمسون مقاتلاً.»
با اين توافق، وقتى قريش به نزديكىهاى مدينه رسيد، ابوسفيان از حُيَيّ خواست:
«نزد قومت برو از ايشان بخواه تا پيمان خود را با محمّد بر هم زنند.»
قال أبوسفيان، (لحيى بن أخطب): «ائت قومك حتى ينقضوا العهد الذي بينهم و بين محمّد». فذهب حُيَى حتى أتى بنيقريظة. 2در فصول بعدى به تفصيل از اين عهدشكنى يهوديان و تأثيرى كه بر پيروزى احتمالى قريش داشت، سخن خواهيم گفت. ولى آنچه در اين مقطع پژوهشى مورد