279اتّحادى در جزيرةالعرب براى نخستين بار در سال پنجم هجرى و آن هم در جهت كُشتن محمّد صلى الله عليه و آله و نابودى مدنىهاى مسلمان و به طور كلّى ازهمپاشيدن جامعۀ معنوى و نوپاى مدينه، تحقّق پذيرفت.
ابنهشام در يك جمعبندى نهايى از احاديث مربوط به «غزوةالخندق» 1 كه از عروة بن زبير زهرى، ابنقتاده، عبداللّٰه بن ابىبكر و غير آنها (من علمائنا كلهم قد اجتمع حديثه فى الحديث عن الخندق) نقل مىكند، نقطۀ شروعِ حركتِ اين اتّحاد وسيع همگانى عليه محمّد صلى الله عليه و آله را از ناحيۀ يهوديان خيبر مىداند؛ يهوديانى همچون:
سلام بن أبيالحُقيق النّضرى و حُيَيّ بن أخْطب النضرى و كِنانة بن الرّبيع بن أبىالحقيق النّضرى و هَوْنة بن قيس الوائلي.
اين اشخاص از دو طايفۀ متعصّب و يهودىِ «بنونضير» و مشركان «بنوخَطْمَه» تشكيل شدهاند. «بنونضير» در مدينه بر اساس پيمان زندگى مسالمتآميز با مسلمانان، به كار و كوشش و معاشرت با مسلمانان مشغول بود؛ ولى بر اثر سوء قصدى كه به جان محمّد صلى الله عليه و آله كردند و نقض پيمانى كه روا داشتند، امكان ادامۀ چنين همزيستى صميمانهاى از بين رفت و مجبور به ترك زندگى از شهر مدينه گشته، عازم خيبر شدند.
«بنوحطمه» از اوس، طايفۀ متعصّب و بتپرستى بود كه در ميان طوايف مدينه، حاضر به پذيرش اسلام در سالهاى نخست هجرت نشدند و پيوند دوستى خود را با قريشيان بتپرست حفظ كردند و كنار «بنوواقف» و «بنووائل» به سختى در برابر مسلمانان و آيين جديد، ايستادگى كردند.
سران يهوديان بنىنضير با حمايت يهوديان خيبر، نخست پيوندى با مشركان «بنوحطمه» منعقد نمودند؛ آنگاه به صورت هيئتى جهت مذاكره با قريش عازم مكّه شدند. هدف اصلى از اين ملاقات و مذاكره، جلب حمايت قريش براى حمله و هجوم همگانى به مدينه بود. ابناسحاق مىگويد:
در حقيقت اين سران يهودى بودند كه: «... حزّبوا الأحزاب على رسول اللّٰه...