208به گمان حقير، تأكيد مورّخان مسلمان و محدّثان بر ثبت اين خواب و بيان تعبير آن، براى آن است كه عدم رغبت محمّد صلى الله عليه و آله را به خروج از مدينه و پيشبينى جدالِ سخت و نهايتاً شكست مسلمانان، در هالهاى از الهام تعريف كنند. اين امر با تمام ترديدهايى كه در مورد آن وجود دارد، با توجّه به مشتركات مفاهيم آن، منافاتى با آن ندارد كه بگوييم:
پيامبر صلى الله عليه و آله مخالفت خود را در خروج از مدينه و مصاف با قريشيان، به استناد جهاد براى اقامۀ صلح و جلوگيرى از خونريزى و نيز به رأى اكابرِ انصار و مهاجر و هم به مدد الهامى كه در رؤيا به آن حضرت القا شد، به اطّلاع مردم مدينه رسانده است؛ ولى جاى اين سؤال وجود دارد كه چرا هيچ يك از اين عوامل، موجب فروكش كردن احساسات عموم مردم نشده و اذهان عمومى را متقاعد نكرده است و نهايتا از فشار مردم بر محمّد صلى الله عليه و آله جهت اعلام خروج و مصاف با قريش نكاسته است؟
اسنادى كه دربرگيرندۀ جواب به اين پرسشهاى تاريخى باشد، به دست نگارنده نرسيده است و هر چه اوراق تاريخ اسلام و حديث را زير و رو كردم، مدركى نيافتم كه مستقيماً پاسخى به اين ابهامات دهد.
آنچه در اين خصوص مىتوان گفت، مُستند به يك جمعبندى از همۀ اسناد اصلى مربوط به واقعۀ احد است. به گمان حقير يك طرف مورد شور، خطاكار است؛ يعنى محمّد صلى الله عليه و آله هم در برابر دشمنان مكّى قرار داد و هم با موجى از عصبيّت قبيلهاى در داخل شهر مدينه روبروست.
بايد دانست كه عدم پيروى مردم در اين ماجرا از پيامبر صلى الله عليه و آله ، نتيجۀ وازدگى يا بىاعتنايى آنان به تعاليم اسلام نبوده است و بايد اين پديده را تركيبى از شور قبيلهاى كه