204خويش گفت: بگوييد چه بايد كرد؟» 1ابنقيّم جوزى هم اين عبارت را مورد تأييد قرار داده، مىنويسد:
«استشار رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - الناس أ يخرج إليهم أم يمكث بالمدينة». 2زيرا اين انصار بودند كه شهرشان مورد تهديد قرار گرفته بود و آنها مىبايست از نحوۀ مقابله با دشمن و دفاع از پيامبر و مهاجران در برابر مهاجمان مكّى آگاه شوند و به درستى در اين باب تصميم بگيرند. ولى آنچه مسلّم است، پيامبر در جستجوى راهى بود كه حتّىالمقدور از وقوع نبرد جلوگيرى كند و آغازگر نبرد نباشد. اين حقيقت را مىتوان بهخوبى از اين سند تاريخى كه ابناسحاق ثبت كرده است، استنباط و استخراج نمود:
«فرمود: رأى من آن است كه ما از مدينه به در نرويم؛ تا لشكر قريش بگذاريم كه از بيرون مدينه نشسته باشند؛ تا اگر ايشان به در مدينه آيند و جنگ كنند، ما نيز آن وقت جنگ كنيم؛ وگرنه كه چند روز بنشينند و ايشان را نه نان ماند و نه آب.
لابد برخيزند و باز پس شوند.» 3«قال ابناسحاق: فقال رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - : فإنْ رأيتم أن تقيموا بالمدينة و تدعُوهُم حيث نزلوا، فإن أقاموا أقاموا بشرّ مُقامٍ و إن هُم دَخَلوا علينا قاتَلْناهُم فيها». 4«طبرى» گفتۀ پيامبر صلى الله عليه و آله را چنين ثبت كرده است:
«قريشيان را همانجا كه هستند، واگذاريد كه اگر همان جا ماندند و به سختى و