157اين نكته از نظر تاريخى حائز اهميّت والايى است؛ زيرا واقدى در همان مأخذ از «مخرمةبن نوفل» (يكى از همراهان ابوسفيان در كاروان) سندى را ثبت مىكند كه او گفته بود:
چون به شام رسيديم، مردى از قبيلۀ جذام پيش ما آمد و گفت:
«هنگامى كه عازم شام بوديم، محمّد مىخواست به كاروان حمله كند.» مخرمه گويد: «ما [وقتى اين خبر را شنيديم] از شام ترسان بيرون آمديم و از كمين مىترسيديم. اين بود كه... ضمضم بن عمرو را گسيل داشتيم.»
بنابر اين نگرانى ابوسفيان و همراهان او مربوط به ايّام اقامت او در شام بوده و ضمضم در آستانۀ خروج كاروان از شام، به سوى مكّه حركت كرده است؛ تا از قريشيان يارى طلبد. واقدى در همان مأخذ، صفحۀ 30 تصريح مىكند:
«گويند: ابوسفيان با كاروان پيش مىآمد. چون نزديك مدينه رسيدند، ترس شديدى ايشان را فراگرفت. به نظر آنها خبر بردن ضمضم و بيرون آمدن قريش خيلى دير شده بود.»
چنين ترس و اضطرابى بود كه موجب خروج مكّىها قبل از خروج مسلمانان شد.
ولى از آنجا كه در تاريخ، سخن از خروج مسلمانان از مدينه به ميان آمده است، شروع ماجرا به مسلمانان نسبت داده شده است؛ يعنى در عمل، تاريخ واقعۀ بدر از مدينه نگاشته شده است و نه از مكّه؛ در حالى كه از نظر تاريخى، ترديدى نبايست داشت كه حادثۀ بدر، از شام و سپس از مكّه آغاز شده است و اصطكاكهايى كه به هر حال ميان نظام دوگانۀ حجاز وجود داشت و تداخل راهها و تردّد ميان قبايل را مشكل كرده بود، نمىتوانست بدون اعمال خشونت از جانب مكّىها به روال خود ادامه دهد.
از سويى ديگر و با توجّه به نياز به زمان بيشتر براى جمعآورى نيرو و تجهيزكردن طوايف اطراف مكّه و با در نظر گرفتن فاصلۀ مكّه تا بدر كه بيش از فاصلۀ مدينه تا بدر است، معلوم مىگردد كه ابوسفيان هنگامى به مكّه رسيد كه قريشيان در نزديكىهاى بدر منزل گزيده بودند.