150اگر قول واقدى را صحيح بدانيم كه گفته است:
«پيامبر روز يكشنبه دوازدهم رمضان از مدينه خارج شده 1 و شب چهاردهم يا پانزدهم رمضان به روحاء رسيده است. 2معلوم مىشود كه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از چهار روز از طىّ راه، هنوز نه از قريش خبرى دارند و نه از كاروان. جاى اين سؤال وجود دارد كه آن حضرت و پيروانشان چطور تنها به سوى جنوب در حركت بودند؟
مسلّم است كه مسلمانان حتّى براى رفتن به بدر، نقشه و فكر خاصّى از پيش نداشتهاند و صرفاً تلاش مىكردند تا به يكى از تقاطعهاى محلّ عبور قريش دست يابند.
در اينكه اين تقاطع در كجا واقع شده است، تا منزلگاه «روحاء» چيزى معلوم نيست و هيچ سند تاريخى در دست نداريم كه نشانى از پيشانديشىهاى مسلمانان باشد. البتّه بدر، تقاطعى بود كه از موقعيّت مناسبى برخوردار بود؛ ولى اينكه كاروان ابوسفيان به بدر مىآيد يا خير و آيا رسيدن ابوسفيان به بدر با رسيدن مسلمانان به اين مكان، همزمان شود، نشانۀ تاريخى درستى در دست نيست.
ابناسحاق مىنويسد:
«پيامبر پس از ترك روحاء به المنصرف رسيد»
«و ترك طريق مكة بيَسار و سلك ذاتاليمين على النازية يريد بدراً». 3ولى واقدى نام مكانهاى ديگرى را در فاصلۀ ميان روحاء و منصرف، برشمرده است. وى مىنويسد:
«پيامبر از روحاء بيرون آمد و از تنگه عبور فرمود و به خبيرتين رسيد. سپس