140از سوى ديگر به گفتۀ صالح بن كيسان:
«پيامبر وقتى عازم بدر شدند، شمشيرى همراه نداشتند.» 1به اين دليل و با توجّه به روند حوادث بدر، كلمۀ «يعرضنا» با مفهوم جنگى - چه تهاجمى و چه تدافعى - نمىتواند با مستندات تاريخى مطابقت داشته باشد.
ابناسحاق مسير را از مدينه به «نَقْب المدينة ثمّ على العقيق» برشمرده است 2 و اين منافاتى با توقّف در سقيا ندارد؛ زيرا اين منزل در مجاورت منطقۀ عقيق قرار دارد و واقدى قبول دارد كه پيامبر «از بيوت سقيا بيرون آمد و درّۀ عقيق را پيموده است»:
«و خرج (رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم -) من بيوت السُّقيا حتى سلك بطن العقيق». 3گفتنى است: در امتداد درّۀ عقيق، ذىالحليفه جاى دارد و ابناسحاق در همان مأخذ، تعبيرِ «ثمّ على العقيق ثمّ على ذيالحُليفة» را بهكار برده است؛ در حالى كه واقدى به توقّف در ذىالحليفه اشاره نمىكند و همان نام منطقۀ وسيع عقيق را كافى براى مقصود خود مىداند.
در ضمن، «نقبالمدينه» همان «نقب بنىدينار بن النّجار» است كه مسير رفتن مدنىها به منطقۀ عقيق از جانب حرّۀ غربى مدينه يعنى الوبره است؛ كه مىبايست از راه بريدهاى ميان دو بلندى عبور كنند. اين مسير تا يك قرن گذشته بر اثر ريزش سنگهاى سخت، مخروبه و مسدود شده بود؛ تا اينكه در سال 1297ه .ق. فردى از اهالى هند به هزينۀ شخصى خود اين مسير را كه در آن زمان «الزقيقين» نام گرفته بود، مسطّح و قابل تردّد نمود. اكنون در اين مسير، چاه «عروة بن زبير بن العوام» را در سمت چپ خود مشاهده مىكنيم و مسجد دومنارهاىِ مشهور به «قبّة خضر نبى» در مجاورت و آخر حدّ زقيق و يا المدرج قرار داشته است.