134اگر اين سند تاريخى را تجزيه كنيم پى مىبريم كه «نضر» اوّلاً اسير مقداد بوده و آنگاه در اثيل كشته شده است.
در خصوص «اُثيل» گفتنى است:
«الأثيل» تصغيرِ «الأثل» جايى ميان بدر و الصّفراء است. 1 يعنى از نظر جغرافيايى، قبل از «عرق الظبيه» قرار دارد. پس وقتى پيامبر آن محل را به طرف مدينه ترك كرد، پس از چند روز به عرق الظبيه رسيده و در آنجا عقبة بن ابىمعيط را كشتهاند. چرا عقبه در اعتراض به كشتنش مىگويد: «و از ميان همۀ اسيران من بايد كشته شوم؟»
و ابنقتيبه گفتۀ او را چنين ثبت كرده است:
«يا معشر قريش، ما لي أقتل من بينكم...؟»؛ اى و أنا واحد منكم. 2و در روايت ابن عبّاس: «يا معشر قريش ما لي أقتل من بينكم صبراً؟» 3اين اسناد براى ما ثابت مىكند كه اگر نضر به عنوان اسيرى كشته شده بود، عقبه اين حرف را نمىزد و يا لااقل جواب او را مىدادند كه همۀ اشراف قريش و از جمله نضرپس از اسيرى - محكوم به اعدام هستند.ولى چنين مدركى در تاريخ نداريم.
گفتنى است:
«عرق الظبيه» در وادى روحاء است 4 و در فاصلۀ بدر تا مدينه كه پس از پشت سر گذاردنِ صفراء به آن مىرسيم.
4 - چگونه مىتوان سند واقدى را پذيرفت كه محمّد صلى الله عليه و آله ، دستور قتل نضر را به مقداد داده و او سرپيچى كرده است؟ اين امر ترديدهاى ما را تقويت مىكند؛ زيرا همۀ محدّثان و مورّخان و نهايتاً اسلامشناسان از «مقداد بن الأسود الكندى» شناخت مثبتى