121بهعنوان جبران حقوق مادّىِ از دست رفتۀ مسلمانان در مكّه و دستگيرى از مردم تهىدست مدينه از محلّ مالاندوزى قريش، مقرّر داشت.
ثالثاً كلامى از احمد بن حنبل به نقل از على بن عاصم و او از حميد به روايت از انس ديده شده است كه وقتى ابوبكر از پيامبر مىخواهد كه اسرا را ببخشد، «فذهب عن وجه رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - ما كان فيه من الغم، فعفا عنهم». 1اين گشودگى به نشانۀ تمايلات قلبى پيامبر است كه راه حل را در «و قبل منهم الفداء» پيدا مىكند. به ديگر سخن، آن عفو و اين مساعدت و همدردى با محرومان، هر دو به يك سو نظر دارد و آن تلاش براى احياى حقوق انسان و امكان رشد و تعالى در ميان جامعهاى بسته، خشكمغز و بستهْروح است.
4 - 4 / پ : قتل دو اسير!
در راستاى وقايع مربوط به اسيرانِ جنگ بدر، رخدادى وجود دارد كه نشان مىدهد مسلمانان در طول راهِ بازگشت از بدر به مدينه، دو اسير را ظاهراً به دستور پيامبر كشتهاند! يكى «عقبة بن ابىمعيط» و ديگرى «نضر بن الحارث».
تأليفات و نوشتههايى كه در بارۀ اسلام با ديد انتقادى نگريستهاند، از اين موضوع، در نقد شيوههاى خشونت دينى، حدّاكثر بهرهبردارى را كردهاند. نگارنده، نظر به ارتباط موضوعى، اسناد تاريخى را بازنگرى نمود و آنچه را كه از لابلاى متون اصلى و شالودۀ تفكّرات تاريخى مذكور به دست آورد، به پژوهندگان ارائه مىدهد.
آنچه مسلّم است، «عقبة بن ابىمعيط» يكى از سران قريش بود كه همراهِ قريشيان از مكّه به بدر آمد و در تلاش نافرجامِ بتپرستان براى نابودى مسلمانان و برچيدن دينى كه تازه در جزيرةالعرب رايج شده بود،شركت فعّال و اعتقاد راسخ داشت. آنچه براى ما مهم است، اسارت وى نيست؛ بل شخصيّت وى در طول سالهاى دعوت پيامبر است.
اتّخاذ اين روش اولويّتسنجانه در تحقيق، ما را از كلّىگويى مصون مىدارد و به جاى