122يك جملۀ سؤالى، به يك موضوع مستقل مىرسيم كه:
«عقبة بن ابىمعيط از آغاز بعثت محمّد صلى الله عليه و آله تا هجرت و از هجرت تا بدر چگونه شخصيّتى بود؟»
تحقيق در موضوع مذكور، انديشهاى نقّاد و روحيهاى بىطرف مىخواهد. از اين رو چون اسناد و مدارك تاريخى غالباً ناقص است، كوشش كردهايم تا حدّ امكان از منابع ديگر بهره گيريم و با ژرفنگرى به سنگهاى شالودۀ منابع تاريخى برسيم:
سند 1 : نويرى و ابنسعد به نقل از «حكيم بن حزام» و «عبداللّٰه بن ثعلبه» پس از شرح وفات ابوطالب و سپس همسر پيامبر خديجه در مكّه، علّتِ رفتن پيامبر را به طايف مورد توجّه قرار داده، مىگويند:
چون ابوطالب درگذشت، قريش نسبت به رسول خدا صلى الله عليه و آله آزارهايى را شروع كرد كه در زمان حيات عموى پيامبر، جرأت انجام آن را نداشت. چون خبر اين آزاررسانى به ابولهب رسيد، پيش پيامبر آمد و گفت:
«اى محمّد! هر كارى كه در زمان زندهبودن ابوطالب انجام مىدادى، انجام بده.
سوگند به لات تا من نمردهام، هيچ كس نمىتواند به تو دست يابد.» 1پيامبر از اين حمايت برخوردار بود تا اينكه به تصريح نويرى، «عقبة بن ابىمعيط» و ابوجهل پيش ابولهب آمدند و به هر حال رأى ابولهب را عوض كردند و موجب شدند تا قريش نسبت به آن حضرت سختگيرى را آغاز كردند؛ تا آنجا كه محمّد تاب نياورد و مكه را ترك كرد و به طائف رفت. اشرافِ «طائف» از دعوت محمّد و از اينكه مكّىها او را رانده بودند، ترسيدند و گفتند:
«از شهر ما بيرون برو و جايى برو كه دعوت تو را بپذيرند. سفلگان را هم شوراندند و شروع به سنگزدن پيامبر كردند؛ آنچنان كه پاهاى او مجروح شد.» 2