115بدين روال ما در شناخت آيه با دو مفهوم و معنى متفاوت روبرو نيستيم؛ بل با دو مخاطب، يكى كسانى كه اصرار به كشتن داشتند و دوم كسانى كه بر فديه و كيف و كمّ آن نظر مىدادند مواجهيم كه هر دو گروه، مورد خطابِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيٰا وَ اللّٰهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ قرار گرفتهاند و تمنّيات اين دنيا را جستجو مىكردند. به هر حال، همگان اتّفاق نظر دارند كه مخاطب آن، شخص پيامبر نيست.
3 - 4 / پ : آزادى اسيران
تأمّل ديگرى كه ذهن را متوجّه خود مىكند، واكنشى است كه بعضى از مغازىنويسان و سيرهنگاران در قبال گفتههاى قاطع عُمر بن خطّاب و عبداللّٰه بن رواحه و سعد بن معاذ از خود نشان دادهاند.
مدارك تاريخى در اين گفتهها ترديدى به جاى نمىگذارد. نيز عدم پذيرش پيامبر از پيشنهاد آنها (در خصوص كشتار اسرا) و روىگرداندن آن حضرت از نظريّاتشان محلّ شك و ترديد نيست؛ ولى چگونه است كه در اين ميانه، واقدى مىگويد:
«... و قال رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - : لو نزل عذاب يوم بدر لما نجا منه الاّ عمر كان يقول: اقتل و لا تأخذ الفداء و كان سعد بن معاذ يقول: اقتل و لا تأخذ الفداء...». 1اين بيان دقيقاً توجيهكنندۀ نظريّۀ آن سه صحابى پيامبر صلى الله عليه و آله بوده است؛ در عين حال مخالف نظريّۀ ابوبكر، على بن ابىطالب،... و در نهايت خود پيامبر اسلام است كه به عفو و گذشت از اسيران و حفظ جانشان نظر داد؛ بل چنانچه گفتيم نسبت به رفتار نيكو با آنها، سفارش جدّى داد.
نگارنده در اين كاوش نمىتواند نتيجۀ پژوهشهاى انجاميافته را به صراحت بيان