91النّبيّ - صلّىاللّٰه عليه[ وآله ] وسلّم - فأنفق عليه من ماله عشرة آلاف درهم، فقال النّاس: يوسّع مسجد رسول اللّٰه و يغيّر سنّته».
به هر تقدير، در زمان عثمان، بناى قديمى مسجد از بن برچيده و بناى جديد با مساحتى بيشتر جايگزين آن گرديد. امام ابواسحاق حربى در «المناسك و اماكن طرقالحج و معالم الجزيره» (ص363) مىگويد: خارجة بن زيد بن ثابت، اين بازسازى را چنين توصيف مىكند:
«عثمان مسجد را خراب كرد و آن را از جهت قبله توسعه داد؛ ولى از جانب مشرق، چيزى بر آن نيفزود. سمت غرب را به اندازۀ يك ستون توسعه بخشيد و آن را با سنگهاى حجّارى شده و گچ و... بنا نمود.». «و بناه بالحجارة المنقوشة و القصة و الخشب و الجريد و بيضه بالقصّة».
در اين توسعه و با توجّه به گفتۀ ابنرسته در «الأعلاق النفيسه» (ص67) بقيۀ خانۀ عبّاس بن عبدالمطّلب - كه در توسعۀ قبلى مسجد بخشى از آن جزو مسجد شده بود - به طور كامل به مسجد ملحق گرديد.
عبداللّٰه بن عطيّه، مسأله را به تفصيل چنين بيان مىكند:
«عثمان، مسجد را با سنگهاى نقاشى شده و گچ بنا كرد. ستونها را با سنگ و ميلههاى آهن به پا ساخت و آن را منقوش نمود وسقف آن را با چوب ساج بساخت.
طول مسجد را مجموعاً به 160 ذراع و عرض آن را به 150 ذراع توسعه داد.»
اين گفته با سخن ديگرى كه از زيد بن ثابت ثبت شده و ابننجّار آن را در «اخبار مدينة الرّسول» (ص97) و ابنفقيه در «مختصر كتاب البلدان» 1 نقل كرده، مطابقت دارد.
همين نظريات را يعقوبى در كتاب «تاريخ» 2 به رشتۀ تحرير درآورده كه:
«[عثمان] در سال 29 هجرى، مسجد پيامبر خدا را وسعت داد و سنگ آن را از