85الحج و معالم الجزيره» (ص362) مدارك مربوط به اين اختلاف را به رشتۀ تحرير درآوردهاند.
حقير با توجّه به جمعبندى مستندات، مجمل آن را چنين دانست كه:
«خانۀ عبّاس بن عبدالمطلب عموى محمّد صلى الله عليه و آله مجاور ديوار جنوب غربى مسجد بوده است و خليفه به جهت آنكه مىخواست مسجد را از سمت قبلى يا جنوبى و سمت غربى آن توسعه دهد، عبّاس را مجبور به واگذارى خانۀ خود يا فروش آن نمود. ولى عموى پيامبر به احترام آنكه محمد در بناى خانهاش وى را يارى كرده بود، به تخريب آن رضا نداد.»
اين امر موجب بروز مناقشات و گفتگوهايى ميان خليفه و عبّاسبن عبدالمطّلب از يك سو و اهالى مدينه از سوى ديگر گرديد. ناچار جهت رفع اين منازعه، حكميّت را به ابىّ بن كعب يا طبق گفتۀ اسلم در «تاريخ ابنعساكر» حذيفه واگذاردند.
خليفه و عموى پيامبر به عنوان طرفين دعوى در محضر قاضى حاضر شدند و خليفه از اهميّت و لزوم توسعۀ مسجد سخن گفت و اينكه عبّاس بن عبدالمطّلب مىبايست از نفع شخصى خود به جهت مصلحت مسلمين گذشت كند؛ در غير اين صورت به خاطر حفظ مصلحت، خليفه حق خواهد داشت خانه را به عُنف تخريب و آن را به مسجد منضم نمايد.
عبّاس بن عبدالمطّلب از موضع حقّ مالكيت - و اينكه نمىبايست حقوق شرعى افراد، كه رعايت آن از واجبات دين است، زير پا نهاده شود و آيا لازمۀ توسعۀ مسجد، ظلم و تعدّى به مالكان منازل است؟ - دادخواهى نمود.
ابىّ بن كعب پس از وقوف به مسأله و دعاوى طرفين، در حضور صحابه و اهل مدينه، رأى و نظر خود را ضمن بيان حديثى از محمد صلى الله عليه و آله ، چنين ابراز داشت:
«از محمد، رسول اللّٰه شنيدم كه خداوند به داود نبى فرمان داد تا خانهاى به نام او روى زمين بنا كند. داود چون به تأسيس بنا همّت گماشت، خانۀ كوچكى در كنار يا وسط عبادتگاه مانع اجراى كامل نقشه بود و چون صاحب آن خانه به هيچ