79بيهقى در «دلائلالنّبوه» (ج1، فصل مسجدالرّسول)، از عباده روايت مىكند:
«انصار مالى را جمعآورى كردند و به حضور پيامبر آوردند و پيشنهاد نمودند كه مسجد را بازسازى و زيور نمايند و گفتند: تا چه هنگام بايد زير اين سقف كه پوشال خرما است، نماز بگزاريم؟ پيامبر فرمود: سقف مسجد برادرم موسى نيز چنين بود و من از روش او بر نمىگردم.»
از گفتۀ بيهقى از حسن، كه: «عريش موسىكان إذا قام أصاب رأسه السقف»، معلوم مىشود، ارتفاع ديوارهاى مسجد بسيار كوتاه بوده و با توجه به نقل ابنزباله و يحيى در «الاحياء»، بيش از سه متر و اندى نبوده است و پيامبر در خصوص بناى مسجد، مكرّر به ياران تأكيد مىكرد: «لا تزخرفه و لاتنقشه». 1مورّخان، به استناد منابع معتبر، متّفقالقولاند كه در بناى نخست مسجد، پيامبر همدوش با ديگر صحابۀ بزرگ - از مهاجر و انصار - بنّايى مىكرده است و در حديث زُهَرى و انسبن مالك آمده كه محمّد صلى الله عليه و آله هنگام اشتغال به كار، شعرى را چنين زير لب زمزمه مىكرده است:
اللهمّ لا خير إلاّ خير الآخرة
فانصر الأنصار و المهاجرة
«پروردگارا! خير حقيقى خير آخرت است. پس انصار و مهاجران را رحمت فرما!»
نورالدّين سمهودى در «وفاء الوفا باخبار دار المصطفى» به نقل از امام علىّبن ابىطالب عليه السلام شعر را چنين ثبت كرده است: لا يستوي مَن يَعمُرُ الْمَساجدا يدأب فيها قائماً و قاعدا
و من يرى عن الغبار حائدا
امام بخارى در «صحيح» (باب الهجره، حديث 3906، كتاب مناقبالأنصار) آن را