449اين تأثّر و حزن تا پايان عمر، همراهش بود و از اين رو بود كه مىخواست وفاتش را به سكوت برگزار كنند. او به زمانهاش رضايت نداشت كه وصيّت كرد شبانه دفن شود:
«أن لا يعلم إذا ماتت، أبوبكر و لا عمر و لا يصليا عليها. قال: فدفنها على ليلا و لم يعلمها بذلك». 1مؤلّف كتاب با مراجعه به منابع تاريخى و روايتى، ترديدى ندارد كه فاطمه عليها السلام در ايّام كوتاه حياتش پس از رحلت پدر، به طور مكرّر حزن و تأثّر شديد خود را در ميان جمع، اهل خانه و بر مزار فاطمة بنتاسد يا حمزة بن عبدالمطلب و مرقد پيامبر و يا در خانۀ محقّرش در سمت شمالى قبرستان بقيع از خود بروز داده و آن را آشكار كرده است.
البتّه در مورد خانهاى كه به نام او در قسمت شمالى بقعهاى كه بعداً در بقيع، مدفن اهلبيت شده است، گزارشهاى روشنى در دست ندارم؛ ولى با توجّه به گفتۀ سمهودى از «مجدالدّين فيروزآبادى» كه البتّه اينجانب در كتابش «المغانم المطابه» آن را نيافتم، معلوم مىشود كه فاطمه در محلّ مذكور خانهاى داشته و يا در آنجا خانهاى بوده كه به آن رفت وآمد مىكرده است. امّا اينكه خانه از آن چه كسى بوده، بر من معلوم نشد. همينقدر مىدانم كه در محدودۀ خانههاى بنىهاشم جاى داشته است. فيروزآبادى مىگويد:
«و موضع تربته يعرف ببيتالأحزان. يقال أنه البيت الذي أوت إليه فاطمة رضياللّٰه تعالى عنها و التزمت الحزن فيه بعد وفاة أبيها