421معيشت و آگاهى مردم و خزائن و بودجۀ حكومتها، در نحوۀ آراء، تأثير فراوانى مىنهاد. از اين رو اولاً يافتن حدّ ميانۀ آن آراء در سدههاى اسلامى ممكن نيست. و ثانياً در جمعبندى آنها نمىتوان به نتيجهاى مطابق نص دست يافت.
به هر حال به ظاهر بقيع در روند تاريخى - كه مجموعهاى از آثار، قبّهها، كتبيهها و...
بودهاست و مورّخان و سيّاحان و زائران مدينهشناس به آن گواهىها دادهاند، نظرى مىافكنيم.
ارائۀ همۀ گواهىها با رعايت اختصار كلام مناسبت ندارد؛ لذا مجملى از آن را به حدّ كفايت بيان مىكنيم؛ تا ويرانۀ امروز را با آثار گذشتۀ بقيع تطبيق دهيم:
1. «ابوالحسن على بن حسين مسعودى» متوفّاى 345ه .ق. به مقبرۀ اهلبيت در قبرستان بقيع اشاره نموده، مىنويسد:
«و على قبورهم في هذا الموضع من البقيع رخامة مكتوب عليها: بسم اللّٰه الرحمن الرحيم الحمد للّٰهمبيدا لأمم و محيي الرمم هذا قبر فاطمة بنت رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله سيدة نساء العالمين و قبر الحسن بن عليّ أبىطالب و عليّ بن الحسين بن عليّ بن ابيطالب و محمد بن علىّ و جعفر بن محمد رضي اللّٰه عنهم.» 1 2. محمد بن ابىبكر تلمسانى ضمن وصف مدينۀ قرن 4 هجرى، در بارۀ «بقيع الغرقد» گفته است:
«و قبر الحسن بن عليّ عن يمينك إذا خرجت من الدرب ترتفع إليه قليلاً