381از نظرگاه ابوعلى هجرى كه در ميان سالهاى حيات ابواسحاق بسر مىبرده، منطقۀ مزبور همان الْعَرَضه است كه در شمال غربى مدينه بوده و چاه رومه در نزديكى آن جاى داشته است. 1ابنبطوطه در سفرنامۀ خود به قلعۀ «العزاب» اشاره مىكند كه عُمر خليفۀ ثانى آن را براى عَزَبهاى مدينه بنا نهاد. اين سفرنامهنويس، چاه رومه را در جهت غربى روبروى قلعۀ مذكور خوانده است. 2اين نشانىها با آنچه ابننجّار و مراغى و مطرى مشاهده كردهاند، مطابقت دارد.
محقّقان، در اينكه در تاريخ و جغرافياى مدينه، رومه يكى از هفت چاه پيامبر بشمار مىآمده، ترديدى به خود راه ندادهاند:
اذا رمت آبار النبيّ بطيبة
3
با توجّه به اينكه «مطرى» از آثار مخروبۀ اطراف چاه يادها كرده، زينالدّين مراغى گفته است كه بناى چاه را تعمير و درون آن را پاكسازى و ساختمانهاى اطراف آن را مرمّت نموده است.
قاضى مكّه - شهابالدّين ابن محب طبرى - در سال 750ه .ق. بار ديگر چاه را حفر و تجديد نمود و سمهودى گفتۀ اين قاضى را چنين ثبت كرده است كه:
«انشاءاللّٰه ما نيز مشمول حديث پيامبر قرار گيريم كه: من حفر بئر رومة فله الجنه»
فيروزآبادى ضمن اشاره به اقدامات شهابالدّين طبرى در بناى قلعهاى كه به زعم او آثار ديرى يهودى است، موقعيّت جغرافيايى آن را در سمت قِبلى جرُف دانسته كه:
«في أطراف هذه البئر آبار أخرى كثيرة و مزارع...» 4