38عبارتند از:
عبدالقدّوس انصارى، ابراهيم عيّاشى، على حافظ و حمد الجاسر كه با تأليف كتابها و تصحيح متون قديمىتر و حواشى پرارزش بر آثارِ هَمْدانى، امام حربى، الهجرى و انتشار مقالات تحقيقى در مجلّههاى: العرب، المنهل و... بار منابع مدينهشناسى را غنىتر نمودند، يكّهتازى غربيان شرقشناس در دوران ما را متوقّف و ما را از آنان مستغنى ساختند.
البته در اين وادىِ گسترده، نبايست از آثار جهانى سيّاحانى چون ناصر خسرو، ابنبطوطه، ابنجبير و... غفلت ورزيد و كارى را كه بعدها سيّاحان مؤمنى چون ابراهيم رفعت پاشا، محمّد لبيب بتنونى، (ايّوب) صبرى پاشا و دهها سيّاح و زائر عرب، ترك و ايرانى از خود بهجا گذاردند، ناديده گرفت.
روش
بههر حال، مؤلّف، پيش از تأليف كتاب، به ارائۀ پيشنويسى از مدينهشناسى، به عنوان يك علم از علوم اسلامى توجه داشته است. در اين راه، مسيرهاى متعددى را در طول مطالعات طى نمود تا به روشى مشخص از نظر تحقيقاتى نايل آمد. اين روش در وهلۀ نخست، مبتنى بر مطالعات اسلامشناسى است كه مؤلف را وامىداشت تا بررسىهاى خود را در شهر مدينه بهصورت يك سفرنامه به نگارش در آورد. ولى در جريان انشاى سفرنامه، به گستردگى مبحث پىبرد و سر از مدينه شناسى در آورد.
در اين روش، طبيعى است كه از متون عمومى سيره، حديث، تاريخ و جغرافيا به منابع مستقيم مدينهشناسى منتقل شد و بر آن اساس مسافرتهاى متعددى به حجاز نمود تا مُستندات مُستخرجه را با مشاهدات و ملاحظات عينى نقد و تطبيق نمايد.
در اين مطابقت، بيش از نيمى از سالهاى تحقيق را به تصحيح آراى قدما و مستندات منابع مدينهشناسى سپرى نمود و عاقبت ضمن تلفيقى از منابع تاريخى با مشاهدات و اسناد زندۀ اوقافىِ مدينه، اين كتاب را به رشتۀ تحرير در آورد.
در اين سير، مشاهدات را با دسترسى به نقشهها، عكسهاى قديمى، نقاشىهاى نمادين در نسخههاى خطى، تكميل نمود و به مقياسهاى دقيقى نايل آمد؛ كه در همۀ مباحث كتاب، راهنماى مدينهشناسىِ او گرديد.
بدون ترديد كسانى كه مىخواهند اين پژوهش را تكميل نمايند، قبول اين