367خراب كرده بود. بناى آن 7 ذرع طول داشت». 1مطرّى در معالمدارالهجرة و مراغى در «تحقيق النّصرة بتلخيص معالم الهجره» گفتهاند:
«بناى چاه غرس پس از سال 700ه .ق. مرمّت شد. طول آن 10 ذرع و آب آن نيز جارى و سرد و گواراست.»
فيروزآبادى در فاصلۀ نيمۀ دوم قرن 8 هجرى، آن را ملك بعضى از اهل مدينه دانسته كه پس از خرابى بناى آثار آن، تجديد ساخت شده است 2 و: «ذرعتها بذراع فكان من شفيرها الى الماء ستة أذرع». 3سمهودى در نيمۀ سدۀ 9 هجرت، از چاه غرس ديدن كرده، بناى سال 700 را ويرانه ديده و گفته است كه در سال 882ه .ق. شيخ علاّمه خواجه حسين مشهور به «شهابالدّين احمد قاوانى» بناى چاه را تجديد ساختمان نمود و آن را به باغچههاى متعدّد محصور كرد و مسجدى به ياد حضور پيامبر در كنار اين چاه بنا نمود. خواجه حسين، چاه و اراضى سرسبز آن را در 882ه .ق. وقف نمود؛ كه تاكنون به همان اعتبار، موقوفۀ آن سنديّت دارد.
در سالهاى 1398/1396ه .ق. چاه غرس را به زحمت بسيار در ميان نخلستانهاى عوالى پيدا كردم و از عدم آگاهى مجاورنشينان و بىاطّلاعى اهل قبا و حتّى بعضى از ائمّۀ جماعت مدينه در خصوص اين چاه، متعجّب گشتم. به هر حال به موانع و صعوبت راه در يافتن يادگارهايى ازمدينۀ دوران حياتپيامبر، خارمغيلانْ حريرآمد وبر كنار چاه ايستادم:
چاه غرس در منطقۀ قربان يا دهكدۀ جَفاف در شمال محلۀ البلاد البدريّه قرار دارد و از راهِ البصه مىتوان پس از طىّ جادۀ جديد قبا - عوالى به آنجا رفت. چاه را با بناى قديمى آن ديدم. با سنگهاى سياه حرّه، نماسازى شده بود. دهانۀ چاه 3/5 متر قطر داشت و 11 متر عمق آن بود.