331لأحكام القرآن» به نقل از ابنعبّاس، مجاهد، ربيع و شعبى، در ذيل آيۀ «...أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ...» 1 آوردهاند، مؤيّد اطلاق طاغوت به كعب بن اشرف است. 2كعب با چنين موقعيّت و به عنوان مانع بزرگى در راه رشد و استقرار طبيعى مسلمانان در مدينه، موجب شد تا پيامبر در سال سوم هجرت به چارهانديشى بپردازد و تصميم نهايى و قاطعانۀ خود را در قبال نفوذ و قدرت روزافزون كعب به مشورت گذارد:
امام بخارى در «صحيح» 3 و امام مسلم در «صحيح» 4 گفتهاند:
زهرى گويد:
«من لكعب بن الأشرف. فإنّهُ قد آذى اللّٰه و رسوله. فقال محمدبن مَسْلَمَة: يا رسولاللّٰه أ تحبُّ أن أقتله؟ قال: نعم». 5امام مازرى خلاصۀ دلائل صدور اجازۀ قتل كعب را چنين دانسته است:
«إنّه نقض عهد النبيّ - صلّىاللّٰه عليه[ وآله ] وسلّم - و هجاه و كان عاهده أن لا يعين عليه أحداً ثمّ جاء مع أهل الحرب معيناً عليه». 6به هر حال به تدبير و شيوهاى در خور تأمّل، كعب توسّط محمدبن مسلمه و