30
پرسش : با اين تجاربِ پژوهشىِ ربع قرنى، تا كنون دربارۀ مدينه شناسى چه نوشتهايد؟ كدام آنها چاپ شده است و چه چيزى در دست چاپ داريد؟ يعنى كمى هم دربارۀ موضوعات و محتواى كتاب صحبت كنيم.
پاسخ: خاضعانه تأكيد مىكنم، مدينه شناسى يك شوق و عشق پژوهشىِ شخصى است دربارۀ آنچه كه مىخواستم صادقانه دربارۀ آن بدانم، نه يك كار گروهى و يا آنچه كه مىبايست صورت بگيرد، لذا توجه مىدهم در همين حد با آن تماس بگيريم. هيچ طرح جامعى در ذهن من نبود. تا آنجا كه امكاناتم اجازه مىداد پيش رفتم. هرجا نتوانستم، ايستادم و تضرّع كردم ولى از يأس نناليدم. هيچ عجلهاى نداشتم تا كارى را نشان دهم؛ زيرا اين تحقيق را براى زندگى خودم نمىخواستم. خودم را براى اين تحقيق مىديدم، لذا محتواى هر مجلد دقيقاً مشتمل بر موضوعاتى است كه نقد نيست، حال است. ديروز و امروز نيست، حال است.
در اين حال بودم كه هم صادقانه در خشكى آن سوختم و هم در درياى آن غرق شده بودم.
در مجلد اول: سيّاحى را مىبينيد كه تلاش كرده آنچه را در مدينۀ 1354 تا مرداد 1357 شمسى ديده و صف كند؛ مسجدها، خانهها، چاهها، قبرها.
ولى در مجلد دوم: موضوع غزوات را مورد بررسى قرار داده و از راه تطبيق منابع با موقعيتهاى جغرافيايى بدر، احد، خندق، خيبر، پىبردم كه غزا، دفاعى اجتناب ناپذير براى صلح بوده و پىبردم كه چگونه قريشيان جنگجو و يهوديان پول پرست حجاز، آن زمان نتوانستند مهر اسلام را به شمشير اسلام و عدل اسلام را به ثروت اسلام! بدل سازند.
در مجلّد سوم: به عنوان اوّلين ايرانى مسلمانى كه بر اساس مستندات تاريخى اين مسير را طى كرد، راهىِ درك و فهم مسير هجرت شدم، آنقدر بر وجب به وجب اين راه بزرگ تاريخ چرخيدم و منابع و مصادر تاريخى را خواندم تا يافتم هجرت او هرگز نتيجۀ هراس از قتل و عدم تحمل رنجهايى نبود كه قريشيان بر ضدّ او اعمال مىكردند و خروج او و راهى كه طى كرد هرگز پنهانى نبود، و غار ثور، هرگز مخفىگاه او نبود، عبادتگاه او بود. هجرت او براى جهانى كردن دعوت اسلام بود؛ كارى كه جز با گذشت از مال و