234حديث يادشده، گوياى استسقايى است كه پيامبر دعاى آن را در مسجد خود بيان داشته، نه در صحرا. و اين نشانۀ آن است كه استسقاهاى متعدّدى در ميان بوده است؛ يكى روز جمعه هنگام قرائت خطبه. دوم در مصلّى. سوم هنگام نشستن بر منبر. چهارم هنگام نشستن در مسجد. پنجم نزد احجار زيت در نزديكىهاى الزّوراء. ششم در يكى از غزوات 1 ولى پديدار شدن لكّۀ ابر بر فراز صحرا كه همان فاصلۀ بين كوه سلع و مسجد مىباشد، رخ داده است. در حديث ابنعمر مىخوانيم:
چون باران بباريد، پيامبر تبسّمى كرد و گفت:
«للّٰه درّ أبيطالب لو كان حيّاً قرّت عيناه من الّذي نيشدنا قوله؟
على بن ابىطالب بهپا خاست و گفت: «يا رسول اللّٰه كأنّك أردتَ:
وابيضّ يستقي الغمام بوجهه
ثمالُ التيامى عِصمةٌ لِلْأرامِل»
2
پيامبر فرمود: «آرى منظورم همين شعرها بود.» 3