195في ذلك ردّ الأحاديث الصحيحة بتوهّمه المعارضة».
بعضى ديگر سعى در جمع دو واقعه كردهاند؛ به اين معنى كه در ماههاى نخست هجرت، «انسداد أبواب إلاّ باب علىّ» صادر شده و در روزهاى واپسين حيات پيامبر، باب ابوبكر استثنا شده است؛ يا صحيحتر اينكه در حديث «إلاّ باب علىّ» توجّه به ابواب بوده است و در حديث «إلاّ خوخة أبوبكر» به پنجرههاى مسجد. در اين مورد، ابنحجر عسقلانى سرآمد قدمايى است كه معتقدند: «إنّ الجمع بين القصّتين ممكن». 1در مورد حديثِ استثناى خوخه يا باب ابوبكر، علاّمۀ امينى رحمه الله 2بيش از معاصرين در منابع و مآخذ حديث و تاريخ و رجال، نقّادى كرده است.
از نظر ساختمانى، بستن كليّۀ درها بجز باب خانۀ على عليه السلام مورد شكّ مورّخان مدينه قرار نگرفته و همگى اذعان دارند كه خانۀ على درِ ديگرى جز آنچه كه به سوى مسجد باز مىشده، نداشته است و اين استثنا در بستن كليّۀ درها، با بافت بناى اوّليّۀ مسجد مطابقت دارد.
موقعيّت خانۀ ابوبكر در مجاورت ديوار مسجد دقيقاً مشخّص نيست؛ ولى از اينكه آن خانه در مجاورت سمت غربى مسجد جاى داشته، ترديدى نمىتوان داشت و نبايست تعدّد خانههاى ابوبكر در السُّنخ - عوالى و كوچۀ بقيع، ما را به شك اندازد كه آيا اساساً ابوبكر خانهاى در مجاورت مسجد داشته است يا نه؟
به هر حال بدون توجه به اختلافاتى كه در صحت اسناد حديث «الاّ باب ابوبكر» بروز كرده، در طول تاريخ، پنجرهاى در ديوار غربى مسجد به نشانۀ محل خوخۀ ابىبكر وجود داشته است و مورّخان مدنى از ابنزباله تا ابنشبه و مطرى و سمهودى به آن اشاره كردهاند.
در تجديد بناى مسجد از سوى سلطان عبدالمجيد عثمانى، آن محل را با نصب