128بر اين اساس و با توجّه به اينكه منزل اسماء در مقابل بابالنّساء فعلى در جهتْ شامى آن واقع شده بود، معلوم مىشود كه كليۀ خانهها از خانۀ حفصه و عايشه و اسماء و فاطمه در جنوب شرقى، سپس محاذى بابالرّحمة تا قسمت شامى ديوار شرقى مسجد قرار داشتهاند.
پيرامون بناى خانۀ فاطمه بنت رسول اللّٰه، منابع و احاديث مستقلّى غير از آنچه ضمن شرح خانۀ ازواج رسول وارد شده، در كتابهاى سيره و حديث نيامده است و پژوهندگان را متقاعد مىكند كه خانۀ فاطمه، مجاور و پشت خانه محمد صلى الله عليه و آله - كه عايشه در آن به سر مىبرده - قرار داشته است.
يحيى به نقل از عيسى بن عبداللّٰه از پدرش آورده است كه:
«رسول اكرم هنگام خروج از خانۀ عايشه، در كنار روزنهاى كه بين خانۀ فاطمه و خانۀ عايشه بوده، جوياى حال دخترش مىشده است و اين محل در قسمت انحناء بين قبر و خانۀ رسول واقع شده بود.»
بنابر اين و با توجّه به ديگر گفتههاى ثبت شده مسلّم است كه خانۀ فاطمه بين مربع قبر و ستون تهجّد بوده است. طبرانى به نقل از ابىثعلبه گفته است:
«هرگاه رسول گرامى از سفرى باز مىگشت، ابتدا به مسجد مىرفت و دو ركعت نماز به جاى مىآورد و آنگاه به خانۀ فاطمه رفته، پس از ديدار با دخترش، به خانۀ همسران خود تشريف مىبردند.»
سادگى بناى خانههاى رسول اسلام و فاطمه و علىّ بن ابىطالب، كه در مستندات تاريخى مورد تأكيد قرار گرفته، ناشى از اصول معنوى اسلام بوده است. بر خلاف گفتههاى بعضى از نويسندگان كه پنداشتهاند اساساً در آن ايّام، شهر مدينه غير از اين نوع، شيوۀ ديگرى در ساخت و سازِ عمارت نمىتوانسته داشته باشد، مدارك تاريخى زيادى در دسترس است كه نشان مىدهد بعضى از مردم مدينه، يهوديان مجاورنشين مدينه، قريشيان مكّه - به خصوص يمنىهاى شبه جزيرۀ عرب - داراى خانههاى سنگى، مرتفع، مزيّن و بزرگ بودهاند. آثار بهجاى مانده از خانۀ كعب بن اشرف در جنوب مدينه و قلاع