166و معالجۀ بيماران از طريق رواندرمانى، مىتوان از جدل سود برد. چنانكه در مرافعات قضايى نيز، وكلا بيشترين بهرهگيرى را از فنّ جدل دارند.
اين به دليل ماهيّت برخى از علوم و دانشهاى بشرى است كه مانند حقوق، قضاوت، علوم سياسى، زمامدارى و رواندرمانى، احتياج مُبرم به صناعت جدل دارد.
9 - يكى از شيوههاى مفيد در برابر مغالطه و سفسطه، استفاده از جدل است كه ضمن خنثى نمودن كوشش طرف سفسطهگر، او را به اعتراف و اقناع وامىدارد.
10 - آموختن فنّ جدل، به عنوان يك سلاح احتياطى براى بهرهگيرى در موارد احتمالى، از نظر عقل قابل قبول مىباشد. ولى استفاده از آن را بايد در رابطه با موردش، مورد سنجش و ارزيابى قرار داد.
فنّ جدل، در ميان فلاسفۀ يونان، شهرت بسزايى داشته و در منطق به تفصيل از آن گفتگو مىشده است، و در عمل نيز در مباحثات و گفتگوهاى علمى از آن بهره مىگرفتند. ولى در دوره اسلامى، فنّ جدل متروك شد و به دلائلى مورد بىتوجهى قرار گرفت. در اين ميان، تنها دانشمندانى چون خواجه نصيرالدين طوسى، برخلاف اسلاف خود، به تشريح اصول و قواعد صناعتِ جدل، همت گماردند.
دلائل زير در متروك شدن فن جدل در دوران شكوفايى فلسفۀ اسلامى مؤثّر بوده است:
1 - فنّ جدل در يافتن حق و تبيين و دفاع از آن نقش چندانى ندارد.
2 - هدف از جدل جستجوى حق نيست.