162به كار مىرفته است.
صناعت يا فنّ جدل، عبارت از مجموعۀ قواعدى است كه دو مجادل؛ يعنى هم سائل و هم حافظ وضع، براى غلبه بر ديگرى آن را به كار مىگيرند.
رسالهاى كه ارسطو در اين باب نوشته به نام «توپيك» يا «طوبيقا» است، كه به معناى مواضع مىباشد. ابنسينا آن را جدل ناميده است و خواجه نصيرالدين طوسى در «اساس الاقتباس» مىگويد:
«جدل» محافظت بر وضعى است كه از آن تناقضى لازم نيايد و «جدلى» آن دو كس را گويند كه يكى محافظت وضعى را نمايد.
و «وضع» عبارت از رأيى است كه شخص بر آن اعتقاد و التزام داشته باشد و ديگرى نقض آن وضع را نمايد. و اوّلى را «مجيب» خوانند و دوّمى را «سائل». و در عرف بعضى از متأخرين، اوّلى را «ممهّد» و دوّمى را «مقرض» نامند. «جدلى» را نظر بر الزام بُوَد نه تعيين مطلوب.
آنگاه مىگويد:
معلّم اوّل، كتابى را كه بر اين فنّ مشتمل است، كتاب مواضع خوانده است و آن معناى لفظ «طوبيقا» است. چه، اكثر اين كتاب مشتمل بر مواضع باشد و باقى كتاب كه پيش از ذكر مواضع يا بعد از آن آمده مربوط به بيان كيفيت استنباط يا استعمال مواضع مىباشد. هر قضيهاى كه سائل به صورت ايجاب يا سلب با حرف استفهام ايراد مىكند مسألۀ جدلى خوانند و بعد از آن كه مجيب آن را مسلّم شمرد، چون جزء قياس قرار مىدهد آن را مقدّمۀ جدلى مىگويند و نتيجۀ قياس را در برهان «مطلوب» و در جدل «وضع» مىنامند.
مبادى اوّلى در جدل، مشهورات است و جدلى ادّعاى حقّ بودن آن