144مرفوع و جدال را منصوب خواندهاند، چنين تعليل و تفسير مىكند 1:
حرف «لا» در دو مورد اوّل به معناى نهى است، گويى گفته شده: «فَلا يكوننَّ رفثٌ ولا فسوقٌ.» ولى در مورد سوّم به معناى نفى خبرى است بدين معنا كه «لا شكّ ولا خلاف في الحجّ» زيرا قريش در ايام حج با قبائل ديگر مخالفت مىكردند. هنگامى كه ديگران در عرفات بودند آنان در مشعر وقوف مىكردند و گاه يك سال ايام حج را جلو مىانداختند و سال ديگر به تأخير مىافكندند و اين همان «نسيء» است كه قرآن از آن ياد مىكند. اسلام، حج را در وقت واقعى آن تثبيت نمود و وقوف به عرفه را به زمان اصلى برگرداند و خداوند خبر داد كه ديگر اختلاف و جدالى در حج باقى نماند.
زمخشرى پس از اين استدلال مىگويد:
بنابر اين آنچه كه مورد نهى قرار گرفته، رفث و فسوق است نه جدال.
و بر اين مبنا مىتوان به حديث نبوى استدلال نمود: «مَن حَجَّ فَلم يرفثْ ولم يفسقْ خرجَ كَهيئته يومَ ولدتْه أمُّهُ.» مىبينيم در اين حديث جدال ذكر نشده است.
گويا زمخشرى به اين حديث برخورد نكرده بود كه از پيامبر اكرم - ص - نقل كردهاند:
«وَالّذي نَفْسي بيده ما بين السماء والأرضِ من عملٍ أفضلَ منَ الجهادِ في سَبيل اللّٰهِ أو حَجَّة مبرورةٍ لاٰ رفثَ وَلاٰ فُسوقَ وَلاٰ جِدالَ.» 2و از سوى ديگر، معناى خبر در «لا جدال» با اختلاف نظرى كه در مسائل مختلف حج در ميان فقها وجود دارد، سازگار نمىباشد.
منقول از ابن عباس و ابن جبير و سرى و قتاده و حسن و عكرمه و زهرى و مجاهد و مالك، آن است كه معناى «رفث» همبستر شدن است،