118خاست و گفت:
«خداوند و رسولش هيچ تعهدى در برابر هيچ مشركى ندارند. چهار ماه به حال خود باشيد و ديگر از آن پس مشركى نبايد در حج شركت كند و...»
اين تفسير از برائت، بدان معنا است كه برائت هيچگونه عنوان مستقلى نداشته و صرفاً جنبۀ اعلان لغو قراردادها و كأن لم يكن تلقى كردن تعهدات نقض شده دارد.
ولى از آنجا كه اين روايت و مشابه آن با نص صريح قرآن منافات دارد، نمىتواند در تفسير آيات اول سورۀ برائت، قابل استناد باشد؛ زيرا صريح اين روايت آن است كه كليۀ قراردادها در مورد مشركان در جريان برائت سال نهم هجرى يكجانبه از طرف پيامبر - ص - لغوگرديده است. 1در حالى كه به صراحت آيات چهارم و پنجم سورۀ برائت، حكم اعلان برائت، به مشركانى مربوط مىشود كه پيشتر پيمانهاى خود را نقض نمودهاند اما مشركانى كه هنوز در تعهداتشان پابرجا هستند حكم «فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ » اعمال مىگردد.
جاى تعجب است مفسرانى چون ابن كثير 2 در توجيه اين جملۀ پيامبر - ص - «لا يؤدّي عنّي الّا أنا أو رجلٌ مني»؛ «بايد پيام من يا توسط خودم ابلاغ شود يا به وسيلۀ كسى كه منسوب به من و از خاندان من است» كه در بسيارى از روايات برائت نقل شده است مىنويسد: اين جمله اختصاص به مواردى چون لغو نمودن پيمان و برائت از تعهدات دارد و شامل ابلاغ احكام نمىگردد و اگر على - ع - براى اعلان برائت انتخاب شد بدان جهت بود كه