119در عرف عرب جاهلى عادت بر آن بود كه نقض عهد مىبايست يا توسط خود عامد و متعهد انجام گيرد و يا به وسيلۀ كسى كه از خاندان او باشد و مراعات اين سنت جاهلى باعث شد كه پيامبر - ص - ، على - ع - را براى اين مأموريت انتخاب كند.
ابن كثير و ديگران 1 اين توجيه را از آن جهت مطرح كردهاند كه معاف شدن ابوبكر از انجام مأموريت اعلان برائت كه توسط پيامبر - ص - انجام گرفت، موجب منقصتى براى وى تلقى نگردد و اين تصور پيش نيايد كه تفويض مأموريت اعلان برائت به على به معناى عزل ابوبكر از امارت حج بوده است. 2در صورتى كه چنين توجيهى براى اين چنين مقصد و مقصودى در واقع خلط كردن مباحث كلامى يا مسائل تفسيرى است كه بهيچوجه قابل قبول نمىتواند باشد.
در ماجراى حج سال نهم، ابوبكر از طرف پيامبر - ص - اميرالحاج بود و مسؤوليت تبليغ برائت بر عهدۀ على - ع - گذارده شد، حال بررسى اين نكته كه كداميك از اين دو مسؤوليت افضل بوده و اين افضليت بر چه نوع اولويتى دلالت دارد بحثى است خارج از قلمرو مسائل تفسيرى و روايى و چنين توجيهات كلامى در تفسير قرآن و تحليل روايى نه تنها با معيارهاى علمى و فنى تفسير و حديث ناسازگار است كه اصولاً موجب تفسير به رأى و تحريف معنوى آيات و روايات نيز مىگردد. 3