99آستانبوسى حضرت مجتبى عليه السلام به بقيع رفتم، با اين كه سه ساعت از آفتاب برآمده بود، خدام نيامده بودند. ساعتى در بيرون بقعه، روى زمينِ عرشِ مكين نشسته، دو سودانيه كفشدار صحبتى مىنمودند كه اسامى خدام از اين قرار است: سيد عبدالكريم، سيد جعفر، سيد زين العابدين، سيد احمد من بنى الحسن.
سپس مىگويد: سؤال نمودم «كَمْ رِيالٍ يُوصَل الَيِهِم مِن طَرَفِ الحٰاجِ؟ قٰالَتٰا لاٰ تَقُلْ رِيال بَل ليٖرات وَ جِنٰات 1 وَ الُوفَ وَ مِآت» بعد از ساعتى آمدند درِ روضۀ مباركه را گشودند و مشرف شدم، انگشتر فيروزجى داشتم، تمنا نمودند، نياز نمودم 2.
امين الدوله 3 در سفر نامه خويش مىنويسد:
يكشنبه يازدهم محرم 1316، على الصباح مُحرِم كعبۀ مقصود و فوز به مقام محمود شدم و از دل و جان، به آن آستان نماز آوردم. هوا روشن شد، هواى بقيع و زيارت ائمۀ هدىٰ كردم، آنجا جز حاج صادق يزدى و يك ضعيفۀ كفشدار و يك سقّا كسى نبود. كليددار، متولّى و زيارت نامه خوان حضور نداشتند. در بقعۀ متبركه بسته و مقفل بود، بى آنكه سبب معلوم شود. از بيرون سر بر آستان نهاده، زيارت خواندم ونماز زيارت گزارده، برگشتم... به چند نفر از حاجيها و هم سفرهاى ايرانى، حضور داده و بسته بودن در حرمِ ائمّۀ-صلوات اللّه عليهم اجمعين-به تواتر گفتند كه اين معامله به تعمّد است. در اين اثنا شيخ جزّاء و حاج صادق آمدند و خلاصۀ تحقيقات آنها اين كه: حضرت شريف به جناب شيخ الحرم، شرحى نوشته، توصيه كردهاند كه چون زوّار كِرام و مردم جليل و نبيل از ايرانيان، به مدينۀ طيّبه مىآيند، اهتمام كنيد خدّام و كليد داران و متولّيان طمع و توقع بىجا در اخذ و عمل ناروا را نكنند. شيخ الحرم نظر به توصيۀ شريف قدغن كردهاند از زوار چيزى گرفته نشود و چون در