100بقعه بقيع بر سبيل مقطوع از هر كس چند قرش گرفته مىشد سيد عبدالكريم برزنجى كليددار بقعه شريفه از حكم شيخ الحرم اعراض و در خانه نشسته، به بقيع نيامده است كه در به روى زوّار بگشايد. در اين مبحث بوديم كه سيد حسن هم وارد شد و گفت قضيه همين است. گفتم اين چه شيخ الحرم است كه حكمش در سيد عبدالكريم به نقيض مقصود اثر مىكند؟!
وى پس از شرح مفصّلى كه دربارۀ ملاقات و بحث و گفتگويى كه با شيخالحرم داشته و منجر به باز شدن حرم بقيع گرديده است، مىگويد:
گفتم برويد و در حرم را باز كنيد تا من... 1 شما را بدهم، رفت و... 2 در را گشود، زوار هم الحق بى مروتى كردند و دست خود را بسته، نقيبى به كفشدار ندادند، چه رسد به كليددار! جناب حاج ميرزا آقا امام جمعۀ تبريز با همتِ بلند و نيت ارجمند، حاضر شدهاند در تبريز محلى معين كنند كه هر ساله هزار تومان براى خدام اين حرم مطهر، عايد شود. 3
ابراهيم رفعت پاشا كه براى آخرين بار در سال 1325 ه . به عنوان«امير الحاج مصرى» به حج مشرف شده است، مىنويسد: مردم مدينه در روزهاى پنجشنبه به زيارت بقيع مىروند و بر روى قبرها دستههاى گل و ريحان قرار مىدهند و هيچ شيعه داخل حرم اهل بيت نمىگردد مگر اين كه پنج قروش(به خدام)بپردازد، همانگونه كه به هيچ كس اجازۀ ورود به داخل كعبه و حجرۀ نبوى داده نمىشود، مگر يك ريال بدهد، تازه اين براى افراد عادى است و از افراد ثروتمند وجه بيشترى دريافت مىشود. 4
گفتنى است: مقايسۀ گفتار ابن نجار با گفتار سه نويسندۀ ياد شده، نشانگر دگرگونى و تحوّلى است كه در حرم بقيع، در طول چندين قرن، در اثر شرايط، به وجود آمده است؛ بطورى كه در دورانهاى گذشته، در اين حرم مانند ساير حرمها در تمام روز، به روى زائران و علاقهمندان باز بوده ولى در قرن اخير كليددار و متولّيان آن، كسانى بودند كه جهت تأمين