96وصفها بما هي عليه اليوم) 1؛ يعنى همانگونه كه در اين حرم، قبل از ابن نجار تغيير اساسى دادهنشده، بعد از وى نيز، تا امروز؛ يعنى اوائل قرن دهم هجرى كه سمهودى زندگى مىكرده، هيچ تغيير و تحوّلى در اصل ساختمان آن به وجود نيامده است.
د-سرانجام بايد اين نكته را اضافه كنيم: برخلاف نظر صريح مورخان، در مورد بانىِ اصلىِ گنبد و بارگاهِ ائمۀ بقيع(مجدالملك)، هيچ دليل قابل استناد و تاريخى وجود ندارد كه مؤيد و نشانگر نقش يكى از خلفا و سلاطين در اصل بناى اين ساختمان و ايجاد اين گنبد و بارگاه باشد. و از اينجاست كه مىتوان با اطمينان و تأكيد اظهار نمود، دو كتيبهاى كه سمهودى از آنها ياد نموده مربوط به تعمير حرم بقيع بوده همانگونه كه خود وى اين مطلب را مورد تأييد قرار داده است.
3-تعمير حرم ائمۀ بقيع به دستور سلطان محمود
تعميرِ سومِ حرم شريف، متعلق به اوائل قرن سيزدهم هجرى است كه به دستور سلطان محمود؛ عثمانى انجام گرفته است.
فرهاد ميرزا كه در سال 1292 ه . به حج مشرف شده است مىنويسد:
تعمير بقعۀ مباركه در بقيع، از سلطان محمود خان، 2 در سنۀ يكهزار و دويست و سى و چهار هجرى به دست محمد على پاشاى مصرى و به امر سلطان واقع شد. 3
ولى نايب الصدر شيرازى مىگويد: در سردر بقيع، قصيدهاى طولانى، به زبان تركى حكاكى شده كه در مصرع آخر آن، تعمير كننده، محمود خان وتاريخ تعمير 1233 قيد شده است.
اين بود سه مورد از تعميرات حرم بقيع كه با تاريخ روشن و مشخصّات عاملان آنها، به دست ما رسيده است، ولى بطور مسلّم تعميرات و اصلاحات به عمل آمده در حرم بقيع،