95نيم قرن از بناى اصلى حرم و مجدداً پس از گذشت يك قرن از تعمير اول آن، انجام گرفته است؛ زيرا:
الف-اين امرى مسلّم است كه بناى اصلى اين گنبد و بارگاه در اواخر قرن پنجم، به دستور مجدالملك براوستانى انجام پذيرفته و مورّخان در اين مورد صراحت و اتفاق نظر دارند. طبيعى است، در بناى چنين ساختمانى، با آن اهميت و قداست، پيش بينىهاى لازم در دوام و استحكام آن نه براى يك قرن و دو قرن، بلكه براى قرون متمادى منظور مىگردد.
مشابه و قرينۀ ساختمانِ اين حرم، ساختمان حرم كاظمين عليه السلام و حضرت عبدالعظيم حسنى است 1 كه پس از گذشت ده قرن، هنوز هم در ميان آثار مذهبى و باستانى، با قامتى استوار و محكم ايستادهاند. بنابراين چنين بناى مستحكم پس از گذشت پنجاه يا يكصد و پنجاه سال، نيازمند تجديد بنا نخواهد بود. گذشته از آن، حفظ كتيبههاى متعدد، خود دليل واضح و روشن بر اين حقيقت است؛ زيرا در صورت تجديدِ اصلِ بنا به وسيلۀ يكى از آن دو خليفه، حفظ هردوكتيبه مفهومى ندارد.
ب-دليل دوم برعدم تجديد بنا، به وسيلۀ دو خليفۀ ياد شده، گفتار ابن نجار(متوفاى 643)مىباشد كه گنبد حرم بقيع را چنين توصيف مىكند:«والقبران فى قبّة كبيرة عالية قديمة البناء» 2 و مشابه همين توصيف را، خالدبن عيسى البلوى كه در سال 740 بقيع را ديده، آورده است. 3
اين توصيف«قديمة البناء»نشانگر قدمت اين حرم شريف است كه نه با تجديد بناى دوران معاصر ابن نجار و نه با دوران خالد بلوى قابل تطبيق است.
ج-نكتۀ جالب توجه ديگر اينكه سمهودى پس از نقل نظريۀ خويش(كه اصل بناى حرم قبل از مستر شد است)و پس از نقل گفتار ابن نجار در مورد عظمت و قدمت حرم بقيع، مىگويد: اين گنبد و بارگاه، امروز هم به همان شكل و داراى همان خصوصياتى است كه ابن نجار آن را توصيف نموده است(؛ وَ قد قال ابن النّجار انّ هذه القبّة قديمة البناء، و