77آينده به يكى از بيوتى كه أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ مبدل خواهد گرديد و اگر اين در و ديوار امروز جنبۀ شخصى دارد، فردا محل تسبيح و تحليل مردانى خواهد شد كه لاٰ تُلْهِيهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّٰهِ ... و اگر امروز اين خانه مطمح انظار ومورد توجه عامه مردم نيست بمرور زمان، مهبط ملائكه و محل نزول فرشتگان و مورد رحمت و بركت خداوند متعال خواهد گرديد. مگر نه اين است كه روزى مسجد پيامبر و محل تربت پاك او نيز در چنين شرايطى بود قرار داشت.
چگونه ممكن است پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از حادثهاى كه پس از صد و پنجاه سال در يكى از ميادين مدينه واقع مىشود سخن بگويد و اهميت آن را گوشزد كند و توجه صحابه و مسلمانان را به شخصيت نفس زكيه جلب و احجار زيت را كه غرق در خون خواهد گرديد پيشاپيش در اذهان تجسيم و ترسيم نمايد، اما از مدفن چهار تن از ائمۀ اهل بيت خويش كه علت مبقيۀ اسلام و حفظۀ اسرار خداوند و رحمت موصوله و آيت مخزونۀ او هستند، سخن نگويد! چگونه ممكن است پيامبر خدا با پياده شدن از مركب خويش و نماز خواندن در بيابان فخ و اعلان شهادت يكى از فرزندانش كه پس از صد و شصت سال اتفاق مىافتد نام اين بيابان و خاطرۀ اين حادثه را زنده و جاويدان سازد اما خاطره و ياد جايگاهى را كه ابواب ايمان و امناء رحمان و ائمۀ معصومين در آن خواهند آرميد، بفراموشى سپارد؟!
خلاصه: بهعقيدۀ نگارنده با توجه به نمونهها و شواهد ياد شده، رسول خدا صلى الله عليه و آله كه از طريق گفتارش ائمۀ هدىٰ رامعرفى مىنمود و مىفرمود:
«مِنْ وُلْدى أَحَدَ عَشَرَ نَقيبَاً نُجَبٰاءُ مُحَدِّثُونَ» 1 و
«يَكُونُ اثني عَشَرَ امِيراً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْش» 2 با موقف قرار دادن كنار خانۀ عقيل مىخواست اين خانه را عملاً به مسلمانان معرفى و توجه آنان را به عظمت و اهميت اين مكان شريف جلب نمايد و به امت اسلام اعلام كند كه اين جايگاه در آينده يكى از كانونهاى مهم توحيد و معرفت خواهد گرديد و تا قيامت بصورت يكى از